
روزنامه نیویورک تایمز، دیروز نوشته ای داشت در مورد دردسرهای وبلاگنویسی حرفهای. به ترجمه آزاد و خلاصه شده این مطلب توجه کنید:
روز به روز بر تعداد کسانی که در خانه کار میکنند و به کامپیوتر و گوشیهای موبایل هوشمند مجهز هستند، افزوده میشود، آنها وبلاگنویسانی هستند که ساعتها، تا زمانی که خسته و فرسوده شوند، کار میکنند و محتوا تولید میکنند، کسانی که رنج بدنی و تنش روانی زیادی را متحمل میشوند.
مرگ!
فوت شدن دو بلاگر مشهور در ماههای اخیر باعث افزایش حساسیت در مورد سختی کار وبلاگنویسهای حرفهای شده است.
دو هفته پیش، بلاگر مشهوری که در مورد فناوری مینوشت و «راسل شاو» نام داشت، در 60 سالگی در نتیجه سکته قلبی درگذشت. البته او پشت میز کارش نمرد، او در هتلی در سن خوزه درگذشت که قرار بود در آنجا یک همایش فناوری برگزار شود. او پیش از مرگش و بعد از مطلع شدن از مرگ یک وبلاگنویس مشهور دیگر به نام مارک اورکانت، تصمیم گرفته بود سبک زندگی سالمتری در پیش بگیرد.
مارک ارکانت Marc Orchant در در ماه دسامبر سال گذشته در 50 سالگی به خاطر سکته قلبی مرده بود، در همان ماه وبلاگنویس دیگر به نام ام مالک هم دچار سکته قلبی شد اما جان سالم به در برد.
البته رابطهای بین وبلاگنویسی و مرگ پیدا نشده! و استرس ناشی از وبلاگنویسی مستمر هم به مرگ منتسب نشده، ولی دوستان این وبلاگنویسها و خانواده آنها در مورد خطر سبک کاری زیانآور آنها در چندین جا اظهار نظر کردهاند.
به علاوه وبلاگنویسهای دیگر مشکلات دیگری مانند افزایش یا کاهش وزن، اختلالات خواب و خستگی در نتیجه تنش کاری را تجربه کردهاند.
مایکل ارینگتون: «من هنوز نمردهام!»
«مایکل ارینگتون» -مؤسس وبلاگ فناوری معورف تک کرانچ- صاحب وبلاگی است که میلیونها دلار از محل آگهی برایش درآمدزایی دارد، ولی این موفقیت برای او بدون عوارض نبوده است، او در سه سال گذشته حدود 13 کیلوگرم اضافه وزن پیدا کرده، دچار اختلال خواب شده و مجبور شده خانهاش را به دفتری کاری برای خود و 4 کارمندش تبدیل کند.
به درستی مشخص نیست که چه تعداد از وبلاگنویسها به صورت حرفهای و برای پول مینویسند، ولی تعداد آنها حدود چند هزار نفر تخمین زده میشود و شاید به 10 هزار نفر برسد.
گرچه اینترنت توانسته ماهیت کار را عوض کند و دفترهای مجازی واقع در خانهها را جانشین دفاتر روزنامهها و بنگاههای خبری کند، ولی در عین حال جنبه بدی هم دارد: هر کدام از این کارمندان تنها چند کلیک با دفترشان فاصله دارند و این موضوع برای برای «کارگرهای اطلاعاتی وسواسی»، به معنی کار مستمر 24 ساعته است.
وبلاگنویسی برای برخی از وبلاگنویسان بسیار درآمدزا بوده ولی در مقابل برخی فقط 10 دلار بابت هر پست درآمد دارند(چندان هم بد نیست!). بعضیها فقط برای تفریح مینویسند و در مورد همه چیز از ورزش و سیاست گرفته تا تجارت و زندگی مشاهیر اظهار نظر میکنند، ولی برخی به صورت حرفهای برای ناشران آنلاین مینویسند و یا برای خودشان رسانه معتبری دست و پا کردهاند.
بعضی سایتهای تحت مالکیت Gawker Media به وبلاگنویسها بابت نوشتههایشان پول میپردازند و اگر این نوشتهها، خواننده زیادی مثلا بالای 100 هزار پیدا کند، پاداش هم میدهند، چنین چیزی باعث میشود وبلاگنویسی برای کسب پول بیشتر، تشویق به نوشتن بیشتر شوند.
بعضی سایتهای بزرگتر پول بیشتری به وبلاگنویسها میدهند، مثلا یک وبلاگنویس در سال آغازین کارش میتواند 30 هزار دلار درآمد داشته باشد و بعضیها هم می توانند درآمد 70 هزار دلاری کسب کنند.
البته بعضیها از وبلاگنویسهای خستگی ناپذیر هم هستند که شبه امپراتوریهای کوچکی در وب تأسیس کردهاند و صدها هزار دلار در ماه دارند، ولی درآمد بسیاری تنها 1000 دلار در ماه است.
بیخوابی
یکی از موضوعات بسیار رقابتی وبلاگنویسی، حوزه فناوری و اخبار است. این وبلاگنویسها برای ماندن در میدان مبارزه مجبور به تلاشی 24 ساعته هستند.
سرعت کار برای این وبلاگنویسهای حرفهای بسیار مهم است، اگر آنها تنها چند ثانیه در مورد انعکاس یک رویداد مهم غفلت کنند، بلاگر دیگری از آنها پیشی میگیرد، پست مینویسد و مخاطب و لینک و متعاقب آن درآمد ناشی از جذب آگهی را به دست میآورد.
مایکل ارینگتون در این زمینه میگوید که وبلاگنویسها حتی شبهنگام و زمان خواب نگران اخبار داغ هستند، به گفته او بسیار خوب میشد اگر به روزنامهنگارها و وبلاگنویسها گفته میشد که حق ندارند بین ساعت 8 شب تا صبح، مطلب پست کنند، اینگونه همه می توانستند استراحت کنند، ولی چنین چیزی هیچ وقت رخ نمیدهد!
مک بوکانان 22 سال سن دارد و در سایت Gizmodo مینویسد، این سایت بر معرفی ابزارهای الکترونیکی تمرکز دارد. بوکانان آپارتمان کوچکی در بروکلین دارد و اتاق خوابش حکم دفترش را هم دارد. او در شبانهروز تنها 5 ساعت میخوابد و وقت کافی برای خوردن وعدههای غذایی هم ندارد و همواره مکملهای پروتئینی به قهوهاش اضافه میکند!
با این همه او که تازه از دانشگاه نیویورک فارغالتحصیل شده ، کارش را دوست دارد و از تعامل با خوانندگان و گفتگوی همگانی درباره محصولات جدید لذت میبرد.
کار او به اندازهای فرسودهکننده است که گاهی او در کنار کامپیوتر به خواب میرود، برایان لام، ویراشگر سایت Gizmodo میگوید که اینطور وقتها اگر صدایی از بوکانان نشنود، گمان میکند که او مرده است، چیزی که 4 - 5 بار پیش آمده است!
خود آقای لام سختکوشتر از همه وبلاگنویسهای Gizmodo است و ساعتها صرف نظم دادن به مطالب سایت و رقابتی کردن آن میکند . او اعتقاد دارد که «سیستم پرداخت به ازای کلیک» باعث تأکید بیش از حد بر اهمیت تعداد بازدید از مطالب و کاستن اهمیت روزنامهنگاری شده است.
آلپر
از زمانی که استفاده از وب به شکل امروزی در آمد و کاربران زیادی را جذب خود کرد، همواره ایده های زیادی توسط افراد مختلف مطرح شدند که باعث ایجاد تغییر و تحولی عظیم در محیط وب گشتند. تعداد این ایده ها شاید خیلی زیاد باشد اما بسیاری از آن ها نتوانستند نظر کاربران را جذب خود کنند لذا به همین خاطر در این پست به بررسی 10 تا از برترین ایده های مطرح شده تحت وب می پردازیم.
ایده شبکه اجتماعی فیس بوک: ایده اولیه این سایت ابتدا توسط برادران Winklevoss مطرح شد. طرح اولیه زمانی به اجرا گذاشته شد که آن ها در هاروارد بودند و سایتی را به نام ConnectU ایجاد کردند تا کاربران به وسیله آن بتوانند مشخصات خود را ارسال کنند و در همان فضا به هم لینک بدهند. طرح کامل این سایت در سال 2003 به اجرا گذاشته شد. در همین زمان هم آن ها مشغول به برنامه نویسی سایت مشابه دیگری شدند که امکان اضافه کردن عکس و پروفایل را به کاربران خود می داد. طرحی که بعد ها فیس بوک نام گرفت!
ایده پیغام رسان اینترنتی ای او ال: تقریبا در ابتدای شروع دهه 90 بود که سرویسی برای کامپیوتر های کومودور 64 (که در آن زمان وجود داشتند) ایجاد شد که به کاربران خود این امکان را می داد که با هر خط اتصال مشترک بتوانند با هم پیغام هایشان را رد و بدل کنند. سرویسی که On-Line Messages (یا به طور مختصر OLM) نام داشت. بعد از آن برنامه ای توسط شرکت America Online سفارش داده شد که AOL Instant Messages (و بطور مختصر AIM) نام گرفت. این برنامه پیشرفت های زیادی را در آن زمان نسبت به نمونه اولیه خود داشت تا آن که با گذشت زمان و ورود مودم ها و شبکه گسترده اینترنت، برنامه های این چنینی رونق زیادی گرفتند تا جایی که حالا شرکت های زیادی (نظیر یاهو، ام اس ان و گوگل) از آن بهره می برند.
ایده وب سایت هایی برای آپلود و به اشتراک گذاری فایل ها: اولین بار در سال 2000 بود که سایتی با این محوریت (که به اصطلاح One-click hosting نامیده می شوند) ایجاد شد. سایتی به نام FileFront. توجه اصلی این سایت بیشتر در مورد ایجاد سرویس دانلود برای کاربران خود بود.
بعد از آن نوبت RapidShare بود تا در سال 2002 گوی سبقت را از رقیب خود برباید! سایتی که در آن زمان شامل 2 قسمت بود و بخش اصلی روی RapidShare.de قرار داشت. حدود 4 سال بعد از این تاریخ یعنی در اکتبر سال 2006 رپیدشیر اعلام کرد که متاسفانه کلیه فضاهای موجود روی سرورهایش کاملا پر شده و از این به بعد (با انتقال کلیه اطلاعات) سایت جدید با آدرس RapidShare.com قابل دسترس خواهد بود.
YouSendIt گزینه بعدی بود تا در سال 2004 متولد شود. تمرکز این سایت بیشتر روی ارسال، دریافت، پیگیری و سازمان دادن فایل های حجیم بود. 1 سال بعد هم Box.net راه اندازی شد و سر انجام در 21 مارچ 2005 میلادی، یکی از محبوب ترین سایت های آپبود فایل شروع به کار کرد. سایتی به نام Megaupload!
ایده میزبانی فایل های ویدیوی ای یوتیوب: اغلب کاربران گمان می کنند که یوتیوب اولین سایت به اشتراک گذاری آنلاین ویدیو است. اما در واقع اینطور نیست! سایت هایی قبل از یوتیوب (که در فوریه 2005 شروع به کار کرده) نیز وجود داشتند که قبل از شروع به کار آن، به کاربران خود خدمات می دادند. سایت هایی نظیر Guba (در امریکا) از سال 1998، Heavy از سال 1999، Metacafe در 2003، Grouper از 2004، Daily Motion در فرانسه از 2005 و ChinaYouTV در 2005. در حال حاظر از بین سایت های مشابه، یوتیوب محبوب ترین آن هاست! به نظر شما چرا با وجود سایت های مشابه دیگر، یوتیوب در مدت زمانی کوتاه توانست رقیبان خود را کنار بگذارد و حرف اول را در اشتراک ویدیو بزند؟!
ایده وب سایت هایی برای همسر یابی: در زمینه این ایده Match.com از همه پیشتاز تر بود. سایتی که در 21 آوریل 1995 با هدف یافتن شریک عشقی برای کاربرانش فعالیت خود را شروع کرد! این سایت تا جایی پیش رفت که در حال حاظر 15 میلیون کاربر فعال را از 246 کشور جهان میزبانی می کند و این یعنی یک موفقیت فوق العاده!
Date.com هم بعد از آن، نمونه مشابهی است که رسمیت بیشتری دارد چرا که دارای یک شرکت خصوصی در نیویورک نیز هست. سایتی که در روز ولنتاین 1997 شروع به کار کرد و 3 سال بعد، با ایجاد تغییراتی، دوباره راه اندازی شد. بعد از این تاریخ هم سایت های زیادی با این زمینه آغاز به کار کردند که شاید معروف ترین آن ها (البته نه برای ما!)، True.com باشد که میانگین بازدید ماهانه اش حدود 3.8 میلیون نفر است. فکر کنید!
ایده میزبانی وبلاگ بلاگر: : LiveJournal اولین سرویسی بود که به کاربران آن زمان (سال 1998) خدمات میزبانی وبلاگ را می داد. سرویسی که این اجازه را می داد تا خوانندگان دیگر وبلاگ ها برای یکدیگر کامنت بگذارند و روزنوشت های خود را منتشر نمایند. سایت هایی مانند Pitas.com و Diaryland هم بعد از آن با همان محوریت ایجاد شدند تا اینکه در سال 1999، Evan Williams و Meg Hourihan بلاگر را راه اندازی کردند. سرویسی که 4 سال بعد از این تاریخ توسط گوگل خریداری شد!
ایده سیستم مدیریت محتوا: اولین سیستم مدیریت محتوا (CMS)یی که برای استفاده کاربران ایجاد شد، PRISM نام داشت که حدودا مربوط به 13 سال پیش است! 2 سال بعد از آن تاریخ هم TYPO3 پا به عرصه گذاشت که از همان ایده استفاده می کرد. هم اکنون با گذشت سال های زیادی از اولین ایده سیستم مدیریت محتوا، نمونه های زیادی را می توان با این محوریت پیدا کرد که همگی از همان ایده PRISM استفاده می کنند!
ایده جمع آوری لینک سایت ها: احتمالا چنین سایت هایی را همه شما می شناسید. اولین ایده مربوط به اشتراک گذاری لینک ها، به آوریل سال 1996 برمی گردد. زمانی که itList.com فعالیت خود را شروع کرده بود. چند سال بعد از آن هم شمار اینگونه سایت ها افزایش یافت و رقابت جالبی را ایجاد نمود تا اینکه در سال 2003 del.icio.us معروف شروع به کار کرد! 1 سال بعد از آن هم Digg کار خود را آغاز کرد و حالا با گذشت زمان کوتاهی می توان صدها و بلکه هزاران سایت مشابه را تحت وب پیدا کرد که فعالیت مشابهی دارند
ایده ویکی: ایده ای که هم اکنون ویکی پدیا از آن استفاده می کند یکی از دیگر ایده هایی است که قبلا توسط سرویس دیگری ایجاد شده بود و در واقع متعلق به ویکی پدیا نیست! WikiWikiWeb اولین سایتی بود که این ایده را داشت و در 25 مارچ 1995 با نام c2.com وارد دنیای وب شد.
ایده تلفن اینترنتی اسکایپ: این تکنولوژی که بوسیله آن کاربران توانایی گفتگو و انتقال صدا از طریق اینترنت را دارند، اولین بار در سال 1990 فراهم شد. در سال 1996 هم شرکتی با فراهم کردن نرم افزاری که امکاناتی از قبیل ایمیل صوتی و نمایش شماره تماس گیرنده را داشت، این امکان را برای کاربران مختلف جهان برای برقراری ارتباط صوتی ایجاد کرد. اما در آن زمان مشکل این بود که امکان برقراری تماس با تلفن های آنالوگ وجود نداشت و لذا تنها می شد از طریق همین شیوه با یکدیگر گفتگو کرد. اما 1 سال بعد این مشکل نیز حل شد و پس از آن Skype (که معروف ترین آن ها در این زمینه است) و نیز شرکت های مشابه شروع به کار کردند؛ با همان ایده ربوده شده!
نظر شما در مورد این ایده ها چیست؟ فکر می کنید ایده های آتی، چه ویژگی های را باید داشته باشند تا بتوانند کاربران وب را جذب خود کنند؟ خودتان در این زمینه ایده ای دارید؟!
آلپر
خمیردندان طعم خمیر دندان از گیاهانی چون نعنا، دارچین و پونه گرفته میشود و شیرینی آن بر اثر استفاده از شیرین کننده های مصنوعی است
آیا هرگز فکر کرده اید که خمیردندان و مایع دهان شوی از کجا آمده اند؟ آیا فکر کرده اید که قبل از به وجود آمدن خمیر دندانهای امروزی، مردم برای شستن دندان از چه چیزی استفاده میکردند؟ اگر اینطور است، در اینجا اطلاعات جالب و تعجب انگیزی در این باره گردآوری کرده ایم که شما را به خواندن آن دعوت میکنیم.
● بازگشت به دوران بودا
عمل تمیز نگهداشتن دهان به دوران باستان باز میگردد و در اکثر اقوام بزرگ آن دوران کاری رایج بوده است، اما یکی از قدیمی ترین مدارک نوشتاری مربوط به آن در متون مذهبی دوران بودا است که در آن به خلال دندان اشاره شده است. در این متن آمده است که در میان دستورات بهداشتی او، استفاده از خلال دندان توصیه شده است.
در قرون ۷۹-۲۳ قبل از میلاد، بهداشت دهان شامل موارد زیر بود:
▪ نوشیدن شیر بز برای داشتن نفس خوشبو.
▪ خاکستر حاصل از سوزاندن سر موش، خرگوش، گرگ و سم گاو نر و پای بز را برای سلامت لثه مفید میدانستند.( البته امروزه چنین دستوری چندان با استقبال مواجه نخواهد شد!)
▪ درآوردن استخوانهای موجود در مدفوع گرگ و پوشیدن آنها(به صورت گردنبند، دگمه یا موارد مشابه) از شخص در برابر دندان درد محافظت میکند.
▪ سه مرتبه در سال شستن دندان با خون لاکپشت موجب میشود که به دندان درد دچار نشوید.
▪ مواد دهان شویه هم یا از شراب سفید خالص بود، یا ( خودتان را برای شنیدن این یکی آماده کنید!) ادرار کهنه که اصلا برای این منظور نگه داری میشد.
● قرن هجدهم
قدیمی ترین سند از خمیر دندان واقعی مربوط به سال ۱۷۸۰ است که در آن خمیر دندان مذکور از موادی که اصلی ترین آن نان سوخته است تهیه میشده است. دستور ساخت نوع دیگر خمیر دندان در این زمان به این ترتیب بوده است:
▪ ۴۲ گرم خون اژدها ( این هم دلیل انقراض نسل آنها! )
▪ ۴۲ گرم دارچین
▪ ۲۸ گرم زاج سفید سوخته
مواد بالا را خوب مخلوط کرده و یک روز در میان استفاده کنید.
● قرن نوزدهم
▪ در قرن نوزدهم، ذغال برای تمیز کردن دندان ماده بسیار مناسبی به شمار می آمد.
▪ اکثر خمیر دندانها در این دوره، در واقع به شکل پودر بودند.
▪ هدف استفاده از پودرهای دندان نه تنها شستن دندانها، بلکه خوشبو کردن دهان بود.
یمردم در آن زمان معتقد بودند که توت فرنگی رسیده ماده ای طبیعی برای مبارزه با جرم دندان و خوشبو کننده دهان است.
▪ در ۱۸۸۵، این دستور ساخت خمیر دندان، ئر سالنامه کشاورزان به چاپ رسید:
۱ اونس پودر بسیار نرم صمغ درخت مرمکی(نوعی درخت آفریقایی و آسیایی) ، ۲ قاشق پر از بهترین عسل موجود ، کمی نعنا. مواد فوق را مخلوط کرده و هر شب دندانها را با آن بشویید.
● قرن بیستم
▪ انواع مایع دهان شوی و خمیر دندان بسیار رواج یافت و این مواد غالبا دارای کلروفیل بودند تا رنگ سبز تر و تازه ای داشته باشند.
▪ خونریزی لثه اهمیتی به اندازه دندان درد پیدا کرد.
▪ در ۱۹۱۵ برگ درختی به نا م اوکالیپتوس که در آسیای شرقی فراوان بود، در فرمول تهیه دهان شویه ها جای گرفت. و... ، خمیر دندان دهه ۹۰ چه داشت؟
▪ مونو فلوروفسفات سدیم
▪ رنگ
▪ طعم
▪ فلوراید
▪ مواد کف زا
▪ پاک کننده ها
▪ مواد رطوبت زا(که مانع خشک شدن خمیر میشوند.) خمیر دندانهای گیاهی یا Herbal برای کسانی ساخته شد که به دنبال یک تمیز کننده طبیعی بودند و نمیخواستند از خمیرهای حاوی فلوراید استفاده کنند. بعضی از این نوع خمیر دندانها شامل:
▪ صمغ درخت مرمکی
▪ عصاره گیاهان( عصاره توت فرنگی)
روغنها و پاک کننده های مخصوص همانطور که میبینید، بعضی از این مواد در فرمول قرن نوزدهم خمیر دندان دیده میشود. و بالاخره قرن بیست و یکم در قرن حاضر، هنوز تغییری در آخرین دستاوردهای دهه نود به وجود نیامده است و تنها میتوان به انواع مواد سفید کننده دندان که به بعضی از خمیر دندانها اضافه میشود اشاره نمود. ما اشاره به قدیمی ترین فرمول خمیر دندان را در آخر مطلب انجام میدهیم. این فرمول که مربوط به بیش از ۱۵۰۰ سال قبل از پدید آمدن خمیر دندان کلگیت Colgateدر سال ۱۸۷۳ است، بر روی یک ورق پاپیروس نوشته شده است. این محصول که "پودری برای دندانهای سفید و بی نقص" نامیده شده است، زمانی که که با بزاغ دهان مخلوط میشود، خمیری سالم پدید می آورد و دستور تهیه آن از این قرار است: "موادی که برای داشتن لبخند زیبا لازم است شامل یک درخما (میزانی برابر یک صدم اونس) سنگ نمک، دو درخما نعنا، یک درخما گل نرگس خشک شده و بیست دانه فلفل است و این مواد باید همه کوبیده شده و یا یکدیگر مخلوط شوند." بنا به گفته یک دندان پزشک اطریشی که آنرا امتحان کرده بود نتیجه، خمیری است تند که موجب خونریزی خفیف لثه میشود اما بر بسیاری از خمیر دندانهای جدید برتری دارد.
● اما آیا میدانستید
▪ خمیر دندان، خمیری ساینده است؟
▪ وجود این خاصیت در خمیر دندان موجب ساییده شدن و پاک شدن باقی مانده غذا و جرمهای موجود بر روی دندان میشود.
▪ ماده ساینده موجود در خمیر دندان دیکلسیم فسفات دی هیدرات نام دارد و یک پنجم کل لوله خمیر دندان را تشکیل میدهد
▪ ماده اصلی دیگر خمیر دندان، نوعی چسب است که از آب و موادی برای راحت پخش شدن خمیر در دهان تشکیل شده است و این مواد شوینده سازنده کف و دلیل براق شدن دندانها هستند.
▪ طعم خمیر دندان از گیاهانی چون نعنا، دارچین و پونه گرفته میشود و شیرینی آن بر اثر استفاده از شیرین کننده های مصنوعی است.
▪ قبل از اختراع خمیر دندان، مردم از هر چیز خشک و زبری برای تمیز کردن دندان استفاده میکردند. این موارد شامل پوست تخم مرغ خرد شده، پودر سنگ خاراپا سنگ پا سم حیوانات استفاده میکردند.
▪ قبل از به وجود آمدن مسواک، مردم از انگشت خود یا ترکه و شاخه های جوان انواع درخت استفاده میکردند (که در عربستان همچنان رواج دارد)
▪ بسیاری از مردم در زمانهایی که شستن دندان چندان معمول نبود، مردم اگر دندانی داشتند، سیاه و فاسد بود و از جمله مشهورترین این افراد میتوان از ملکه الیزابت اول نام برد.
بانک اطلاعات گردشگری
آلپر
ميان اين سنگ و آفتاب ، پژمردگي افسانه شد.
درخت ، نقشي در ابديت ريخت.
انگشتانم برنده ترين خار را مي نوازد.
لبانم به پرتو شوكران لبخند مي زند.
- اين تو بودي كه هر وزشي ، هديه اي نا شناس به دامنت
مي ريخت ؟
- و اينك هر هديه ابديتي است.
- اين تو بودي كه طرح عطش را بر سنگ نهفته ترين چشمه كشيدي ؟
- واينك چشمه نزديك ، نقشش در خود مي شكند.
- گفتي نهال از طوفان مي هراسد.
- و اينك بباليد ، نو رسته ترين نهالان!
كه تهاجم بر باد رفت.
- سياه ترين ماران مي رقصند.
- و برهنه شويد، زيباترين پيكرها!
كه گزيدن نوازش شد.
سهراب سپهری
آلپر

شاید شما هم شنیده باشید که برای سالمماندن باید هر روز هشت لیوان آب خورد. یا اینکه انسان تنها از 10 درصد مغزش استفاده میکند، یا اینکه مطالعه در نور کم به چشم صدمه دائمی میزند، اما هیچیک از این موارد درست نیست.
به گزارش هلثدی نیوز خانم دکتر راشل وریمن و آرون کارول از دانشکده پزشکی دانشگاه ایندیانا در گزارشی که در شماره اخیر نشریه پزشکی بریتانیا (BMJ) منتشر کردهاند به ذکر چند افسانه پزشکی پرداختهاند که در میان عامه مردم و حتی برخی از پزشکان رواج دارند.
دکتر وریمن میگوید: "ما مخصوصا این موارد را برای ذکر در مقاله انتخاب کردیم، زیرا شنیدهایم که پزشکان آن را تکرار میکنند یا بارها در رسانهها بیان میشوند."
از جمله افسانههایی که این نویسندگان به بیان آن میپردازند، این است ما تنها از 10 درصد مغزمان استفاده می کنیم و معمولا بیان آن را به آلبرت اینشتین نسبت میدهند، در حالیکه بررسیهای مختلف نشان میدهد که ما نقطه غیرفعالی در مغزمان نداریم.
یک باور غلط دیگر این است که تراشیدن مو باعث ضخیمتر و تیرهتر شدن آن هنگام رویش مجدد میشود، در حالی که بررسیهای کنترلشده حتی در مدتها قبل در سال 1928 نشان داده است که تراشیدن مو هیچ تفاوتی از لحاظ رشد و قوام مو ایجاد نمیکند.
اعتقاد به رشد مو و ناخن پس از مرگ یا به اصطلاح "اثر دراکولا" یک افسانه دیگر است. آنچه که واقعا رخ میدهد به نوشته وریمن و کارول این است که پوست پس از مرگ جمع میشود، و این تصور را به وجود میآورد که مو یا ناخن طویلتر شدهاند.
مشابه چنین پدیدهای را در انسانهای زنده هم میتوان دید که "دراز شدن دندانها"در آنها نه به خاطر رشد دندانهای قدیمی بلکه به علت تحلیلرفتن لثهها و بافتهای همبند اطراف دندانها است.
و لازم نیست که حتما در طول روز هشت لیوان آب نوشید. به گفته وریمن آب از طریق شمار زیادی از غذاها از جمله سبزیها و میوهها وارد بدن میشود، و رعایت کردن سفت و سخت نوشیدن هشت لیوان آب در روز ممکن است حتی خطرناک باشد.
وریمن و کارول هم اکنون در حال نوشتن کتابی در مورد 100 اسطوره پزشکی رایج هستند.
آلپر
اخیراً توجه بسیار زیادی به تست های شخصیت و ارزیابی رفتاری مبذول می شود. خیلی از کارها برای تعیین افراد برای مصاحبه، موفقیت در جابه جایی های پستی، پیشرفت و ارتقاء کارمندان موجود، ارزیابی و تقویت مهارت های شنوایی و ارتباطی و کنترل واکنش های احساسی و مربوط به وجدان کاری، از چنین ابزارهایی استفاده میشود.
در این مقاله 5 الگوی شخصیتی را معرفی کرده و مباحثی را درمورد ارزیابی شخصیت یا تاثیر آن بر موفقیت، مطرح می کنیم.
5 بعد شخصیتی
مهمترین ابعاد شخصیتی افراد در محل کار در این 5 مدل دیده می شود:
درون گرایی/برون گرایی
بعضی از افراد پرحرف، معاشرتی، و از نظر اجتماعی معتمد به نفس هستند.
آنها مردم را دوست دارند و اجتماع برایشان در مرکزیت قرار دارد. از بودن در تیم ها و گروه های مختلف احساس راحتی می کنند و از ارتباط وسیع و شدید با دیگران لذت می برند. سایر افراد، آرام، ساکت، کناره گیر، و ظاهراً خجالتی هستند. آنها ترجیح میدهند به تنهایی کار کنند و نیاز بسیار کمتری به ارتباط اجتماعی به هر شکل و نوع دارند. به این افراد درون گرا/برون گرا می گویند.
سوال مهمی که اینجا پیش می آید درمورد ارتباط اجتماعی در محل کار است: با همکاران و غریبه ها (که مشتریان و ارباب رجوع هستند). مردم می توانند در ارتباطات اجتماعی خود، پرانرژی، مشتاق و با روحیه و یا ترسیده و خسته باشند. راننده های کامیون که راه درازی را معمولاً طی می کنند، نویسنده ها، و باغبانان معمولاً افرادی درون گرا هستند، درحالیکه فروشنده ها، خدمه کشتی و هواپیما، و پذیرگر هتل افرادی برون گرا هستند.
دلپذیر بودن و سازگاری
برخی افراد شاد، خوش رو، گرم و همدل هستند درحالیکه سایرین سرسخت، بدخلق و ترشرو هستند.
این به سخت دل و نرم دل بودن برمی گردد؛ به حساسیت و علاقه به احساسات دیگران برمی گردد. این بعد سازگاری و دلپذیر بودن نام دارد. پرستاران، مددکاران اجتماعی، و معلمان دوره ابتدایی معمولاً افرادی نرم دل و دلپذیر هستند.
اما سازگاری و دلپذیر بودن وقتی یک مدیر دلپذیر بخواهد با کارمندان سرکش خود برورد کند، یک اشکال و نقص محسوب می شود. گرمی و مهربانی طبیعی آنها باعث میشود نتوانند به خوبی با این کارمندان برخورد کنند.
باز و خلاق بودن
برخی افراد کنجکاو، تخیلی و هنری هستند درحالیکه سایرین متمرکز و عمل گرا هستند.
این بعد، باز بودن درمقابل تجربه نامیده می شود. هر چه افراد بازتر باشند، بیشتر در معرض خستگی و ملالت قرار می گیرند. مطمئناً هیچکس یک خلبان خلاق که کارش ایجاب می کند ساعت ها در یک اتاق کوچک و تاریک بنشیند و به کامپیوترها زل بزند را دوست ندارید.
واکنش های طبیعی
بعضی افراد آرام، قانع و متین هستند. این افراد از نظر احساسی بسیار قوی هستند و تحت مشکلات و گرفتاری های ثابت و استوارند. سایرین خیلی سریع ناراحت می شوند، و عصبی ومضطرب هستند. واکنش های طبیعی به توانایی افراد برای کنار آمدن با فشارهای روحی و روانی اطلاق می شود.
همه شغل ها به نحوی با استرس و فشار روبه رو هستند. ضرب العجل های کاری، ارباب رجوع های عصبانی، درخواست های بالا، کارمندان تنبل، استانداردهای سخت کاری و ....
در حد نهایی، افرادی که نمیتوانند با این استرس ها و فشارهای کاری کنار بیایند، دچار بیماری های روان تنی، افسردگی و رفتارهای غیرمعقول و دمدمی مزاجانه می شوند. آنها به تهدیدی برای خودشان، همکارانشان و کارشان تبدیل می شوند.
وجدان کاری
و آخر از همه وجدان کاری است، اخلاقیات، پشتکار، و ملاحظات کاری است. برخی افراد سخت کوش، خویشتندار، و منظم هستند. سایرین نامنظم هستند، خیلی راحت حواسشان از کارشان پرت شده و غیرقابل اعتماد میباشند.
افرادیکه وجدان کاری دارند، خویشتندار هستند و درکارشان هدف و جهت دارند و د رمواقع لزوم همیشه برای کار کردن در دسترسند.
آلپر
مراسم رقص سماع در روز تولد مولانا در قونیه

لجن درمانی

نمایی از داخل مزار مولانا در قونیه

مراسم دعای باران در سال 2007(یکی از کم باران ترین سالهای تاریخ ترکیه) در این مراسم دستها رو به پائین قرار می گیرد

مراسم روز تولد مولانا با شکوه هرچه تمام در قونیه
آلپر
شب سردي است ، و من افسرده.
راه دوري است ، و پايي خسته.
تيرگي هست و چراغي مرده.
مي كنم ، تنها، از جاده عبور:
دور ماندند ز من آدم ها.
سايه اي از سر ديوار گذشت ،
غمي افزود مرا بر غم ها.
فكر تاريكي و اين ويراني
بي خبر آمد تا با دل من
قصه ها ساز كند پنهاني.
نيست رنگي كه بگويد با من
اندكي صبر ، سحر نزديك است:
هردم اين بانگ برآرم از دل :
واي ، اين شب چقدر تاريك است!
خنده اي كو كه به دل انگيزم؟
قطره اي كو كه به دريا ريزم؟
صخره اي كو كه بدان آويزم؟
مثل اين است كه شب نمناك است.
ديگران را هم غم هست به دل،
غم من ، ليك، غمي غمناك است.
گروهی از بزرگترین کارشناسان شرکتها و دانشگاهها در حوزه های فناوری ، نوآوری و استراتژیهای تجارت به بررسی ویژگیهای دنیا در سال ۲۰۵۰ پرداخته اند که می توان به تغییرات دنیای پزشکی، منابع انرژی و فناوریها اشاره کرد.
"انجمن فناوریها" که یک مرکز مشاهده مفاهیم آینده است در برنامه ای با عنوان "پیش بینی فناوریها" (Foresight Technologies) که با مشارکت بزرگترین کارشناسان شرکتها و دانشگاهها در حوزه های فناوری، نوآوری و استراتژیهای تجاری برگزار کرده، لیستی را منتشر کرده است که به معرفی ۱۲ فضایی می پردازد که تا سال ۲۰۵۰ از بیشترین پتانیسل در تکامل فناوری برخوردارند و اینکه این فناوریها چه چیزی را و چگونه تغییر خواهند داد.
● پزشکی
تا سال ۲۰۵۰ پزشکی به خاطر نقشه برداری از ژنوم انسان، شخصی خواهد شد. به طوری که این علم به سمت درمانهایی پیش می رود که برای هر شخص به طور مجزا و براساس ژنومی که دارد، ارائه می شود.
در حقیقت علم پزشکی روی ژنهای خاص و بیماریهای آینده متمرکز می شود. پیش بینی می شود که تهیه یک نقشه ژنتیکی در حدود هزار دلار هزینه داشته باشد.
همچنین پزشکی خانگی به خاطر عرضه کیتهایی که پارامترهای بیولوژیکی انسان (برای مثال کلسترول و گلیسیمی) را تجزیه می کنند، رواج خواهد یافت. به علاوه هریک از انسانها دارای یک "من برتر مجازی" می شوند که وزن، رژیم غذایی و پارامترهای سلامتی دیگر آنها را کنترل می کند.
● منابع انرژی
گسترش انرژی الکتریکی به خاطر عرضه ژنراتورهایی که با افزایش تقاضای انرژی فعال می شوند، از مدلهای فعلی که تنها روی یک منطقه متمرکز شده اند، فراتر خواهد رفت.
سوختهای زیستی می توانند از طریق ایجاد گیاهان اصلاح ژنتیکی شده ای که می توانند انرژی زیادی تولید کنند، بدست بیایند.
این در حالی است که آب همچنان به عنوان یک مشکل برای انسان باقی می ماند. به طوری که کمتر از دو درصد از منایع هیدریتی سیاره زمین می توانند از آب کاملا تمیز ساخته شوند و بیشتر آنها از ذوب یخ قطبها بدست می آیند.
آینده بسیار ساده است. در حقیقت آینده تنها نیاز به یادگیری صرفه جویی، حفظ تمیزی و افزایش نمک زدایی آب دریاها دارد.
گازهای اصلی برای مصارف خانگی یعنی متان و دی اکسید کربن به سختی کنترل می شوند و میزان آنها به شدت منجر به ایجاد آلودگی خواهد شد. کارشناسان پیش بینی می کنند که تا سال ۲۰۵۰ کار کنترل این گازها به اندازه کافی قابل قبول و موثر خواهد بود. کشاورزی برپایه مطالعات ژنتیکی توسعه خواهد یافت و بنابراین می توان ژنومهای خاصی را برای تاثیرگذاری بیشتر رشد سبزیجات شناسایی کرد و با استفاده از این ژنومها، سبزیجات مختلف را براساس نوع مصارف خوراکی و یا تولید سوخت زیستی پیش از کشت دسته بندی کرد.
● فناوریها
به گزارش خبرگزاری مهر ، رایانه ها نقش مرکزی در زندگی تمام انسانها ایفا می کنند و تمام دستگاهها از ماشینهای لباسشویی تا زنگ در خانه ها با رایانه های شخصی، تلفنهای همراه و تلویزیون کنترل می شوند. در این مورد پیش بینی می شود که تنها با ۱۰۰ دلار بتوان برای خانه یک رایانه شخصی با تلفن همراه و اتصالات بی سیم به اینترنت را خریداری کرد.
نانو مواد که بر پایه فناوریهای نانو شکل گرفته اند، عملکرد خود را تغییر می دهند و از غیرفعالی به فعال بودن تبدیل می شوند و در بسیاری از دستگاه ها مثل پمپها، موتورها و بخشهای دیگر بکار می روند.
امنیت گامهای مهمی به جلو برخواهد داشت و برای مثال استفاده از دوربینهای تصویری خودمختار و مجهز به آلگوریتمهای شناسایی رفنار انسان برای ارتقای سطح امنیت زندگی رواج می یابد
آلپر

"خانه دوست كجاست؟" در فلق بود كه پرسيد سوار
"خانه دوست كجاست؟" در فلق بود كه پرسيد سوار.خانه دوست كجاست
سهراب سپهری
آلپر
میلیونها نفر در سراسر جهان مبتلا به اختلالات روانپزشکی مختلف هستند. با بسیاری از این اختلالات آشنا هستیم و یا دستکم نامشان را نشیدهایم: افسردگی، اضطراب، وسواس، شیزوفرنی.
اما، بیماریهای روانپزشکیای هم هستند که هم نام و هم ماهیت عجیب و غریبی دارند و حتی بسیاری از پزشکان به خاطر نادر بودن یا موردی بودن بروز بیماری، با آنها آشنا نیستند و یا تنها اصطلاحات استاندارد پزشکی را درباره آنها به کار میبرند.
۱- سندرم استکهلم: سندرم استکهلم نوعی پاسخ فیزیولوژیک گروگانهای ربوده شده است. بر خلاف انتظار، نشانههایی از همدردی و حس وفاداری آنها با آدمرباها دیده میشود. گروگانها حتی ممکن است با وجود خطراتی که تهدیدشان میکند، به صورت اختیاری خود را تسلیم آدمرباها کنند. این سندرم در موارد دیگری مثل همسرآزاری، تجاوز و یا سوءاستفاده از اطفال هم ممکن است دیده شود.
اما چرا این سندرم «استکهلم» نامیده میشود؟
در سال ۱۹۷۳ از یک بانک در استکهلم سوئد، سرقت شد. دزدها چند نفر از کارمندان بانک را چند روزی به گروگان گرفتند. بر خلاف انتظار گروگانها از نظر احساسی جذب دزدها شدند و حتی بعد از آزادی از آنها دفاع کردند و حاضر نشدند علیه آنها، شهادت بدهند. بعدها، یکی از دزدها با یکی از خانمها کارمند ازدواج کرد.
اما آنها از این موقعیت استثنایی و افراد مهمی که در اختیار داشتند، استفاده نکردند و ظرف چند روز بیشتر گروگانها را آزاد کردند. رئیسجمهور آینده پرو و مادر رئیسجمهور فعلی پرو جزو کسانی بودند که آزاد شدند. گروگانگیری چند ماه ادامه پیدا کرد و باقی گروگانها با حمله کماندوها، آزاد شدند.
۲- سندرم لیما: سندرم لیما نقطه مقابل سندرم استکهلم است. در این سندرم آدمرباها، بیش از حد نگران سرونوشت و رنج و عذاب آدمهایی میشوند که آنها را ربودهاند.
وجه تسمیه: در سال ۱۹۹۶، ۱۵ عضو یک جنبش انقلابی در لیما، پایتخت پرو دست به آدمربایی زدند. آنها صدها نفر از افراد شرکتکننده در مهمانی سفیر ژاپن در پرو را به گروگان گرفتند. در بین مهمانها دیپلماتها، مقامات دولتی و ارتشی و بازرگانها دیده میشد.
۳- سندرم دیوژن: شاید در کتابهای ادبیات به اسم دیوژن برخورده باشید و حکایتهایی از او خوانده باشید. دیوژن یک فیلسوف یونان باستان بود که میگویند در یک خمره شراب روزگار می گذراند و افکاری نیهیلیستیک داشت.
داستان دیوژن و اسکندر مقدونی: معروف است که بعد از آنکه اسکندر در جایی فاتح شده بود همه طبقات و از جمله دانشمندان به دیدن او میآمدند و تبریک میگفتند. دیوژن نیامد. اسکندر گفت: حال که او نیامده ما به سراغ او میرویم و رفت. دیوژن در بیابان، لخت و عور آفتاب گرفته بود اسکندر با سران سپاه میرفت. دیوژن از دور صدای سم اسبها را شنید. خیلی تعجب کرد و خودش را نیم خیز کرد. اسکندر آمد بالای سر دیوژن و قدری با او صحبت کرد. دیوژن خیلی با بیاعتنایی جواب داد. بعد اسکندر گفت از من چه میخواهی؟ گفت: اینکه بروی کنار و سایه ات را از سر من کم کنی، چون آفتاب گرفته بودم و تو مانع شدی. اسکندر خیلی متعجب شد و با خود گفت: یعنی تا این حد استغنا و بینیازی؟! وقتی آمد بیرون، سران سپاه داشتند انتقاد میکردند که این مرد چه قدر احمق بود. ولی اسکندر خیلی تحت تأثیر قرار گرفته بود و این جمله معروف را گفت که «اگر اسکندر نبودم دوست داشتم دیوژن باشم».
سندرم دیوژن بیشتر در افراد پیر دیده میشود، در این سندرم افراد گوشهنشین میشوند و به وضعیت ظاهری و بهداشت خود اهمیتی نمیدهند. البته مدرکی پیدا نشده که نشان بدهد دیوژن با وجود عزلتنشینی، از لحاظ ظاهری آشفته و نامرتب بود.
۴-سندرم بیت المقدس: در این سندرم افرادی که به بیتالقمدس میروند، دچار افکار وسواسی و توهم میشوند، توهمهایی مثل اینکه مورد هدف قرار گرفتهاند و یا به جایی هدایت میشوند. مبتلایان به این سندرم، مختص به مذهب و یا طبقه خاصی نیستند و عموما قبلا بیماریهای روانی داشتهاند.
۵- توهم کاپگراس Capgras: این توهم بیشتر در افراد مبتلا به شیزوفرنی، دمانس و یا دیگر آسیبهای مغزی دیده میشود. مبتلایان به این توهم فکر میکنند که یک عضو نزدیک در خانوادهشان که در بیشتر موارد زن یا شوهر بیمار است، با فردی بیگانهای کاملا همقیافه عوض شده است.
۶- توهم کوتارد Cotard: در این توهم بیمار فکر میکند که مرده است و وجود ندارد و یا اینکه تصور میکند خون یا اعضای داخلیاش را از دست داده است. گاهی هم این افراد باورهای جاودانگی پیدا میکنند.
نخستین بار ژولز کوتارد، یک نورولوژیست فرانسوی این اختلال را در سال 1880 شرح داد.
۷- اختلال حافظه تکرارپنداری Reduplicative paramnesia: در این اختلال شخص فکر میکند که اشیا یا محلهای مختلف تکثیر میشوند و به طور همزمان در دو محل یا بیشتر وجود دارند. نخستین بار آرنولد پیک، یک نورولوژیست اهل چکسلواکی در سال 1903 این اختلال را شرح داد.
آلپر

مي تراويد آفتاب از بوته ها.
ديدمش در دشت هاي نم زده
مست اندوه تماشا ، يار باد،
مويش افشان ، گونه اش شبنم زده.
لاله اي ديديم - لبخندي به دشت-
پرتويي در آب روشن ريخته.
او صدا را در شيار باد ريخت:
"جلوه اش با بوي خنك آميخته."
رود، تابان بود و او موج صدا:
"خيره شد چشمان ما در رود وهم."
پرده روشن بود ، او تاريك خواند:
"طرح ها در دست دارد دود وهم."
چشم من بر پيكرش افتاد ، گفت:
"آفت پژمردگي نزديك او."
دشت: درياي تپش، آهنگ ، نور.
سايه مي زد خنده تاريك او.
سهراب سپهری
آلپر
بیا تا برایت بگویم که چه اندازه تنهاییم بزرگ است
می خواهم بگویم از هرچه دارم از تمام دلتنگی هایم از سهراب
باد می رفت به سروقت چنار من به سر وقت خدا می رفتم.
چشم هارا باید شست... زیر باران باید رفت...
بگذار که احساس هوایی بخورد...
آسمان مال من است هر کجا که باشم...
چرا گرفته دلت مثل اینکه تنهایی چقدر تنهام...
تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی همت کن
هرکه با مرغ هوا دوست شود.......خوابش آرامترین خواب دنیا خواهد شد
قایقی خواهم ساخت دور خواهم شد از این خاک غریب.
می دانم.....سبزه ای را بکنم خواهد مرد..
برای خوردن سیب چقدر تنهاییم...
یاد من باش..تنهایم..... مرگ پایان کبوتر نیست.
آلپر
رنگي كنار شب
بي حرف مرده است.
مرغي سياه آمده از راههاي دور
مي خواند از بلندي بام شب شكست.
سرمست فتح آمده از راه
اين مرغ غم پرست.
در اين شكست رنگ
از هم گسسته رشته هر آهنگ.
تنها صداي مرغك بي باك
گوش سكوت ساده مي آرايد
با گوشوار پژواك.
مرغ سياه آمده از راههاي دور
بنشسته روي بام بلند شب شكست
چون سنگ ، بي تكان.
لغزانده چشم را
بر شكل هاي درهم پندارش.
خوابي شگفت مي دهد آزارش:
گل هاي رنگ سر زده از خاك هاي شب.
در جاده هاي عطر
پاي نسيم مانده ز رفتار.
هر دم پي فريبي ، اين مرغ غم پرست
نقشي كشد به ياري منقار.
بندي گسسته است.
خوابي شكسته است.
روياي سرزمين
افسانه شكفتن گل هاي رنگ را
از ياد برده است.
بي حرف بايد از خم اين ره عبور كرد:
رنگي كنار اين شب بي مرز مرده است.
سهراب سپهری
آلپر
اول : درد غریبی است ، حذف شدن و این درد و غم بزرگتر و سوزانندهتر میشود وقتی که این حذف شدن ، حذف شدن ملیتت باشد از فهرست سایتهای متعدد اینترنتی ، حتی همین یاهو.
در عصر وب 2.0 که برجستهترین خصوصیتاش اشتراک است و زمانی که دموکراسی دیجیتال هر روز با راه افتادن سرویسهایی ، بارزتر میشود ، وقتی به عنوان یک کاربر آماتور با شوق و ذوق میخواهی به سرعت عضو سایتی شوی تا از امکاناتش استفاده کنی ، قلبت درد میگیرد وقتی نمیتوانی کشور خود را در فهرست بیابی.
کجایی شوم ، افغانی و تاجیکستانی بشوم بد نیست ، هر چه باشد از خودمانند. نه! به دلم نمیچسبد! سرانجام رندم کشوری را انتخاب میکنم و در دل میگویم : دیدی چه آسان تغییر تابعیت دادی!!
دوم : خلاصه اینکه ایران از لیست یاهو میل و برخی از سایتهای دیگر حذف شده ، هر کس میتواند در مورد نوع واکنش یا عدم واکنش استدلال خاص خود را داشته باشد:
- این یک مشکل سیاسی است که غرب با ما دارد ، وبگردیتان را بکنید ، اینقدر هویت مجازی دارید ، وقتی میبینید در فهرست سایتی ایران نیست ، یک کشور دیگر را انتخاب کنید.
- گیرم که غرب با مشکل سیاسی دارد ، چرا مناقشات سیاسی را به دنیای اینترنت و کاربرانش هم میکشاند؟ مگرتلاش برای حذف یک کشور از لیست کشورهای جهان نبود که منشأ اخبار و تحلیلهای زیادی شد؟ پس چرا ما باید در قابل حذف نام ایران ساکت بنشینیم؟ پتیشن راه میاندازیم و بمب گوگلی درست میکنیم.
- حس و حال ناخوشایندی پیدا میکنم ، وقتی هویت و احترام گدایی میکنم. شما ممکن است نام اقداماتان را هر مبارزه و دادخواست و یا هر چیز دیگری بگذارید. کلا از بیگانه محبت و توجه دریوزه نمیکنم ، دوست دارم که آنقدر برجسته باشیم که قابل صرفنظر نباشیم.
سوم : فکر میکنم در قبال جنجال حذف نام ایران از لیست یاهو میل ، بیشتر کاربران یکی از سه استدلال بالا را در ذهن دارند. هر یک از آنها ، میتواند تا حدی درست باشد و تأکید میکنم که هنگام بحث و مجادله وبلاگی ، مهم رعایت احترام و محترم شمردن نظرات طرف مقابل است.
یکی از اشتباهات ما هنگام پیش آمدن موضوعاتی از این دست این است میخواهیم مانند یک مسابقه ورزشی در مباحثهها شرکت کنیم و در آخر طرف مقابل را تسلیم کنیم و وادار به اعتراف به شکست کنیم. اگر هم جایی اصطلاحا کم بیاوریم شروع میکنیم به رو کردن پرونده طرف مقابل و افشا کردنش.
هر کس باید با تفکر و استدلال خود ، از حرکتی پیروی کند. کلا امیدی به گرفتن نتیجه در حرکتهای پرشور و کمشعور نداشته باشید. در عین حال هیچگاه حرکتهای جمعی از این دست نباید به عنوان ابزاری برای برجسته شدن فردی مورد سوءاستفاده قرار گیرد.
چهارم : شرکتها و سرویسهای اینترنتی طیفی هستند از یک مجموعه آدم با ملیتها ، فرهنگها ، اهداف و نظرات مختلف. هندی و چینی و پاکستانی و اروپایی و امریکایی. خیلی از آنها کسانی هستند که هدفی جز ایجاد سرویسهای جذاب اینترنتی و فراهم کردن امکانات مؤثر و راحتتر بین انسانها و در کنار آن کسب درآمد ندارند. گیرم که در قسمت مدیریتی گاه مجبور به رعایت قوانین نوشته یا نانوشته کشورشان باشند. فکر میکنم شایسته نباشد به کل یک مجموعه دادن القابی با ادبیات نادرست