
روزنامه نیویورک تایمز، دیروز نوشته ای داشت در مورد دردسرهای وبلاگنویسی حرفهای. به ترجمه آزاد و خلاصه شده این مطلب توجه کنید:
روز به روز بر تعداد کسانی که در خانه کار میکنند و به کامپیوتر و گوشیهای موبایل هوشمند مجهز هستند، افزوده میشود، آنها وبلاگنویسانی هستند که ساعتها، تا زمانی که خسته و فرسوده شوند، کار میکنند و محتوا تولید میکنند، کسانی که رنج بدنی و تنش روانی زیادی را متحمل میشوند.
مرگ!
فوت شدن دو بلاگر مشهور در ماههای اخیر باعث افزایش حساسیت در مورد سختی کار وبلاگنویسهای حرفهای شده است.
دو هفته پیش، بلاگر مشهوری که در مورد فناوری مینوشت و «راسل شاو» نام داشت، در 60 سالگی در نتیجه سکته قلبی درگذشت. البته او پشت میز کارش نمرد، او در هتلی در سن خوزه درگذشت که قرار بود در آنجا یک همایش فناوری برگزار شود. او پیش از مرگش و بعد از مطلع شدن از مرگ یک وبلاگنویس مشهور دیگر به نام مارک اورکانت، تصمیم گرفته بود سبک زندگی سالمتری در پیش بگیرد.
مارک ارکانت Marc Orchant در در ماه دسامبر سال گذشته در 50 سالگی به خاطر سکته قلبی مرده بود، در همان ماه وبلاگنویس دیگر به نام ام مالک هم دچار سکته قلبی شد اما جان سالم به در برد.
البته رابطهای بین وبلاگنویسی و مرگ پیدا نشده! و استرس ناشی از وبلاگنویسی مستمر هم به مرگ منتسب نشده، ولی دوستان این وبلاگنویسها و خانواده آنها در مورد خطر سبک کاری زیانآور آنها در چندین جا اظهار نظر کردهاند.
به علاوه وبلاگنویسهای دیگر مشکلات دیگری مانند افزایش یا کاهش وزن، اختلالات خواب و خستگی در نتیجه تنش کاری را تجربه کردهاند.
مایکل ارینگتون: «من هنوز نمردهام!»
«مایکل ارینگتون» -مؤسس وبلاگ فناوری معورف تک کرانچ- صاحب وبلاگی است که میلیونها دلار از محل آگهی برایش درآمدزایی دارد، ولی این موفقیت برای او بدون عوارض نبوده است، او در سه سال گذشته حدود 13 کیلوگرم اضافه وزن پیدا کرده، دچار اختلال خواب شده و مجبور شده خانهاش را به دفتری کاری برای خود و 4 کارمندش تبدیل کند.
به درستی مشخص نیست که چه تعداد از وبلاگنویسها به صورت حرفهای و برای پول مینویسند، ولی تعداد آنها حدود چند هزار نفر تخمین زده میشود و شاید به 10 هزار نفر برسد.
گرچه اینترنت توانسته ماهیت کار را عوض کند و دفترهای مجازی واقع در خانهها را جانشین دفاتر روزنامهها و بنگاههای خبری کند، ولی در عین حال جنبه بدی هم دارد: هر کدام از این کارمندان تنها چند کلیک با دفترشان فاصله دارند و این موضوع برای برای «کارگرهای اطلاعاتی وسواسی»، به معنی کار مستمر 24 ساعته است.
وبلاگنویسی برای برخی از وبلاگنویسان بسیار درآمدزا بوده ولی در مقابل برخی فقط 10 دلار بابت هر پست درآمد دارند(چندان هم بد نیست!). بعضیها فقط برای تفریح مینویسند و در مورد همه چیز از ورزش و سیاست گرفته تا تجارت و زندگی مشاهیر اظهار نظر میکنند، ولی برخی به صورت حرفهای برای ناشران آنلاین مینویسند و یا برای خودشان رسانه معتبری دست و پا کردهاند.
بعضی سایتهای تحت مالکیت Gawker Media به وبلاگنویسها بابت نوشتههایشان پول میپردازند و اگر این نوشتهها، خواننده زیادی مثلا بالای 100 هزار پیدا کند، پاداش هم میدهند، چنین چیزی باعث میشود وبلاگنویسی برای کسب پول بیشتر، تشویق به نوشتن بیشتر شوند.
بعضی سایتهای بزرگتر پول بیشتری به وبلاگنویسها میدهند، مثلا یک وبلاگنویس در سال آغازین کارش میتواند 30 هزار دلار درآمد داشته باشد و بعضیها هم می توانند درآمد 70 هزار دلاری کسب کنند.
البته بعضیها از وبلاگنویسهای خستگی ناپذیر هم هستند که شبه امپراتوریهای کوچکی در وب تأسیس کردهاند و صدها هزار دلار در ماه دارند، ولی درآمد بسیاری تنها 1000 دلار در ماه است.
بیخوابی
یکی از موضوعات بسیار رقابتی وبلاگنویسی، حوزه فناوری و اخبار است. این وبلاگنویسها برای ماندن در میدان مبارزه مجبور به تلاشی 24 ساعته هستند.
سرعت کار برای این وبلاگنویسهای حرفهای بسیار مهم است، اگر آنها تنها چند ثانیه در مورد انعکاس یک رویداد مهم غفلت کنند، بلاگر دیگری از آنها پیشی میگیرد، پست مینویسد و مخاطب و لینک و متعاقب آن درآمد ناشی از جذب آگهی را به دست میآورد.
مایکل ارینگتون در این زمینه میگوید که وبلاگنویسها حتی شبهنگام و زمان خواب نگران اخبار داغ هستند، به گفته او بسیار خوب میشد اگر به روزنامهنگارها و وبلاگنویسها گفته میشد که حق ندارند بین ساعت 8 شب تا صبح، مطلب پست کنند، اینگونه همه می توانستند استراحت کنند، ولی چنین چیزی هیچ وقت رخ نمیدهد!
مک بوکانان 22 سال سن دارد و در سایت Gizmodo مینویسد، این سایت بر معرفی ابزارهای الکترونیکی تمرکز دارد. بوکانان آپارتمان کوچکی در بروکلین دارد و اتاق خوابش حکم دفترش را هم دارد. او در شبانهروز تنها 5 ساعت میخوابد و وقت کافی برای خوردن وعدههای غذایی هم ندارد و همواره مکملهای پروتئینی به قهوهاش اضافه میکند!
با این همه او که تازه از دانشگاه نیویورک فارغالتحصیل شده ، کارش را دوست دارد و از تعامل با خوانندگان و گفتگوی همگانی درباره محصولات جدید لذت میبرد.
کار او به اندازهای فرسودهکننده است که گاهی او در کنار کامپیوتر به خواب میرود، برایان لام، ویراشگر سایت Gizmodo میگوید که اینطور وقتها اگر صدایی از بوکانان نشنود، گمان میکند که او مرده است، چیزی که 4 - 5 بار پیش آمده است!
خود آقای لام سختکوشتر از همه وبلاگنویسهای Gizmodo است و ساعتها صرف نظم دادن به مطالب سایت و رقابتی کردن آن میکند . او اعتقاد دارد که «سیستم پرداخت به ازای کلیک» باعث تأکید بیش از حد بر اهمیت تعداد بازدید از مطالب و کاستن اهمیت روزنامهنگاری شده است.
آلپر
از زمانی که استفاده از وب به شکل امروزی در آمد و کاربران زیادی را جذب خود کرد، همواره ایده های زیادی توسط افراد مختلف مطرح شدند که باعث ایجاد تغییر و تحولی عظیم در محیط وب گشتند. تعداد این ایده ها شاید خیلی زیاد باشد اما بسیاری از آن ها نتوانستند نظر کاربران را جذب خود کنند لذا به همین خاطر در این پست به بررسی 10 تا از برترین ایده های مطرح شده تحت وب می پردازیم.
ایده شبکه اجتماعی فیس بوک: ایده اولیه این سایت ابتدا توسط برادران Winklevoss مطرح شد. طرح اولیه زمانی به اجرا گذاشته شد که آن ها در هاروارد بودند و سایتی را به نام ConnectU ایجاد کردند تا کاربران به وسیله آن بتوانند مشخصات خود را ارسال کنند و در همان فضا به هم لینک بدهند. طرح کامل این سایت در سال 2003 به اجرا گذاشته شد. در همین زمان هم آن ها مشغول به برنامه نویسی سایت مشابه دیگری شدند که امکان اضافه کردن عکس و پروفایل را به کاربران خود می داد. طرحی که بعد ها فیس بوک نام گرفت!
ایده پیغام رسان اینترنتی ای او ال: تقریبا در ابتدای شروع دهه 90 بود که سرویسی برای کامپیوتر های کومودور 64 (که در آن زمان وجود داشتند) ایجاد شد که به کاربران خود این امکان را می داد که با هر خط اتصال مشترک بتوانند با هم پیغام هایشان را رد و بدل کنند. سرویسی که On-Line Messages (یا به طور مختصر OLM) نام داشت. بعد از آن برنامه ای توسط شرکت America Online سفارش داده شد که AOL Instant Messages (و بطور مختصر AIM) نام گرفت. این برنامه پیشرفت های زیادی را در آن زمان نسبت به نمونه اولیه خود داشت تا آن که با گذشت زمان و ورود مودم ها و شبکه گسترده اینترنت، برنامه های این چنینی رونق زیادی گرفتند تا جایی که حالا شرکت های زیادی (نظیر یاهو، ام اس ان و گوگل) از آن بهره می برند.
ایده وب سایت هایی برای آپلود و به اشتراک گذاری فایل ها: اولین بار در سال 2000 بود که سایتی با این محوریت (که به اصطلاح One-click hosting نامیده می شوند) ایجاد شد. سایتی به نام FileFront. توجه اصلی این سایت بیشتر در مورد ایجاد سرویس دانلود برای کاربران خود بود.
بعد از آن نوبت RapidShare بود تا در سال 2002 گوی سبقت را از رقیب خود برباید! سایتی که در آن زمان شامل 2 قسمت بود و بخش اصلی روی RapidShare.de قرار داشت. حدود 4 سال بعد از این تاریخ یعنی در اکتبر سال 2006 رپیدشیر اعلام کرد که متاسفانه کلیه فضاهای موجود روی سرورهایش کاملا پر شده و از این به بعد (با انتقال کلیه اطلاعات) سایت جدید با آدرس RapidShare.com قابل دسترس خواهد بود.
YouSendIt گزینه بعدی بود تا در سال 2004 متولد شود. تمرکز این سایت بیشتر روی ارسال، دریافت، پیگیری و سازمان دادن فایل های حجیم بود. 1 سال بعد هم Box.net راه اندازی شد و سر انجام در 21 مارچ 2005 میلادی، یکی از محبوب ترین سایت های آپبود فایل شروع به کار کرد. سایتی به نام Megaupload!
ایده میزبانی فایل های ویدیوی ای یوتیوب: اغلب کاربران گمان می کنند که یوتیوب اولین سایت به اشتراک گذاری آنلاین ویدیو است. اما در واقع اینطور نیست! سایت هایی قبل از یوتیوب (که در فوریه 2005 شروع به کار کرده) نیز وجود داشتند که قبل از شروع به کار آن، به کاربران خود خدمات می دادند. سایت هایی نظیر Guba (در امریکا) از سال 1998، Heavy از سال 1999، Metacafe در 2003، Grouper از 2004، Daily Motion در فرانسه از 2005 و ChinaYouTV در 2005. در حال حاظر از بین سایت های مشابه، یوتیوب محبوب ترین آن هاست! به نظر شما چرا با وجود سایت های مشابه دیگر، یوتیوب در مدت زمانی کوتاه توانست رقیبان خود را کنار بگذارد و حرف اول را در اشتراک ویدیو بزند؟!
ایده وب سایت هایی برای همسر یابی: در زمینه این ایده Match.com از همه پیشتاز تر بود. سایتی که در 21 آوریل 1995 با هدف یافتن شریک عشقی برای کاربرانش فعالیت خود را شروع کرد! این سایت تا جایی پیش رفت که در حال حاظر 15 میلیون کاربر فعال را از 246 کشور جهان میزبانی می کند و این یعنی یک موفقیت فوق العاده!
Date.com هم بعد از آن، نمونه مشابهی است که رسمیت بیشتری دارد چرا که دارای یک شرکت خصوصی در نیویورک نیز هست. سایتی که در روز ولنتاین 1997 شروع به کار کرد و 3 سال بعد، با ایجاد تغییراتی، دوباره راه اندازی شد. بعد از این تاریخ هم سایت های زیادی با این زمینه آغاز به کار کردند که شاید معروف ترین آن ها (البته نه برای ما!)، True.com باشد که میانگین بازدید ماهانه اش حدود 3.8 میلیون نفر است. فکر کنید!
ایده میزبانی وبلاگ بلاگر: : LiveJournal اولین سرویسی بود که به کاربران آن زمان (سال 1998) خدمات میزبانی وبلاگ را می داد. سرویسی که این اجازه را می داد تا خوانندگان دیگر وبلاگ ها برای یکدیگر کامنت بگذارند و روزنوشت های خود را منتشر نمایند. سایت هایی مانند Pitas.com و Diaryland هم بعد از آن با همان محوریت ایجاد شدند تا اینکه در سال 1999، Evan Williams و Meg Hourihan بلاگر را راه اندازی کردند. سرویسی که 4 سال بعد از این تاریخ توسط گوگل خریداری شد!
ایده سیستم مدیریت محتوا: اولین سیستم مدیریت محتوا (CMS)یی که برای استفاده کاربران ایجاد شد، PRISM نام داشت که حدودا مربوط به 13 سال پیش است! 2 سال بعد از آن تاریخ هم TYPO3 پا به عرصه گذاشت که از همان ایده استفاده می کرد. هم اکنون با گذشت سال های زیادی از اولین ایده سیستم مدیریت محتوا، نمونه های زیادی را می توان با این محوریت پیدا کرد که همگی از همان ایده PRISM استفاده می کنند!
ایده جمع آوری لینک سایت ها: احتمالا چنین سایت هایی را همه شما می شناسید. اولین ایده مربوط به اشتراک گذاری لینک ها، به آوریل سال 1996 برمی گردد. زمانی که itList.com فعالیت خود را شروع کرده بود. چند سال بعد از آن هم شمار اینگونه سایت ها افزایش یافت و رقابت جالبی را ایجاد نمود تا اینکه در سال 2003 del.icio.us معروف شروع به کار کرد! 1 سال بعد از آن هم Digg کار خود را آغاز کرد و حالا با گذشت زمان کوتاهی می توان صدها و بلکه هزاران سایت مشابه را تحت وب پیدا کرد که فعالیت مشابهی دارند
ایده ویکی: ایده ای که هم اکنون ویکی پدیا از آن استفاده می کند یکی از دیگر ایده هایی است که قبلا توسط سرویس دیگری ایجاد شده بود و در واقع متعلق به ویکی پدیا نیست! WikiWikiWeb اولین سایتی بود که این ایده را داشت و در 25 مارچ 1995 با نام c2.com وارد دنیای وب شد.
ایده تلفن اینترنتی اسکایپ: این تکنولوژی که بوسیله آن کاربران توانایی گفتگو و انتقال صدا از طریق اینترنت را دارند، اولین بار در سال 1990 فراهم شد. در سال 1996 هم شرکتی با فراهم کردن نرم افزاری که امکاناتی از قبیل ایمیل صوتی و نمایش شماره تماس گیرنده را داشت، این امکان را برای کاربران مختلف جهان برای برقراری ارتباط صوتی ایجاد کرد. اما در آن زمان مشکل این بود که امکان برقراری تماس با تلفن های آنالوگ وجود نداشت و لذا تنها می شد از طریق همین شیوه با یکدیگر گفتگو کرد. اما 1 سال بعد این مشکل نیز حل شد و پس از آن Skype (که معروف ترین آن ها در این زمینه است) و نیز شرکت های مشابه شروع به کار کردند؛ با همان ایده ربوده شده!
نظر شما در مورد این ایده ها چیست؟ فکر می کنید ایده های آتی، چه ویژگی های را باید داشته باشند تا بتوانند کاربران وب را جذب خود کنند؟ خودتان در این زمینه ایده ای دارید؟!
آلپر
خمیردندان طعم خمیر دندان از گیاهانی چون نعنا، دارچین و پونه گرفته میشود و شیرینی آن بر اثر استفاده از شیرین کننده های مصنوعی است
آیا هرگز فکر کرده اید که خمیردندان و مایع دهان شوی از کجا آمده اند؟ آیا فکر کرده اید که قبل از به وجود آمدن خمیر دندانهای امروزی، مردم برای شستن دندان از چه چیزی استفاده میکردند؟ اگر اینطور است، در اینجا اطلاعات جالب و تعجب انگیزی در این باره گردآوری کرده ایم که شما را به خواندن آن دعوت میکنیم.
● بازگشت به دوران بودا
عمل تمیز نگهداشتن دهان به دوران باستان باز میگردد و در اکثر اقوام بزرگ آن دوران کاری رایج بوده است، اما یکی از قدیمی ترین مدارک نوشتاری مربوط به آن در متون مذهبی دوران بودا است که در آن به خلال دندان اشاره شده است. در این متن آمده است که در میان دستورات بهداشتی او، استفاده از خلال دندان توصیه شده است.
در قرون ۷۹-۲۳ قبل از میلاد، بهداشت دهان شامل موارد زیر بود:
▪ نوشیدن شیر بز برای داشتن نفس خوشبو.
▪ خاکستر حاصل از سوزاندن سر موش، خرگوش، گرگ و سم گاو نر و پای بز را برای سلامت لثه مفید میدانستند.( البته امروزه چنین دستوری چندان با استقبال مواجه نخواهد شد!)
▪ درآوردن استخوانهای موجود در مدفوع گرگ و پوشیدن آنها(به صورت گردنبند، دگمه یا موارد مشابه) از شخص در برابر دندان درد محافظت میکند.
▪ سه مرتبه در سال شستن دندان با خون لاکپشت موجب میشود که به دندان درد دچار نشوید.
▪ مواد دهان شویه هم یا از شراب سفید خالص بود، یا ( خودتان را برای شنیدن این یکی آماده کنید!) ادرار کهنه که اصلا برای این منظور نگه داری میشد.
● قرن هجدهم
قدیمی ترین سند از خمیر دندان واقعی مربوط به سال ۱۷۸۰ است که در آن خمیر دندان مذکور از موادی که اصلی ترین آن نان سوخته است تهیه میشده است. دستور ساخت نوع دیگر خمیر دندان در این زمان به این ترتیب بوده است:
▪ ۴۲ گرم خون اژدها ( این هم دلیل انقراض نسل آنها! )
▪ ۴۲ گرم دارچین
▪ ۲۸ گرم زاج سفید سوخته
مواد بالا را خوب مخلوط کرده و یک روز در میان استفاده کنید.
● قرن نوزدهم
▪ در قرن نوزدهم، ذغال برای تمیز کردن دندان ماده بسیار مناسبی به شمار می آمد.
▪ اکثر خمیر دندانها در این دوره، در واقع به شکل پودر بودند.
▪ هدف استفاده از پودرهای دندان نه تنها شستن دندانها، بلکه خوشبو کردن دهان بود.
یمردم در آن زمان معتقد بودند که توت فرنگی رسیده ماده ای طبیعی برای مبارزه با جرم دندان و خوشبو کننده دهان است.
▪ در ۱۸۸۵، این دستور ساخت خمیر دندان، ئر سالنامه کشاورزان به چاپ رسید:
۱ اونس پودر بسیار نرم صمغ درخت مرمکی(نوعی درخت آفریقایی و آسیایی) ، ۲ قاشق پر از بهترین عسل موجود ، کمی نعنا. مواد فوق را مخلوط کرده و هر شب دندانها را با آن بشویید.
● قرن بیستم
▪ انواع مایع دهان شوی و خمیر دندان بسیار رواج یافت و این مواد غالبا دارای کلروفیل بودند تا رنگ سبز تر و تازه ای داشته باشند.
▪ خونریزی لثه اهمیتی به اندازه دندان درد پیدا کرد.
▪ در ۱۹۱۵ برگ درختی به نا م اوکالیپتوس که در آسیای شرقی فراوان بود، در فرمول تهیه دهان شویه ها جای گرفت. و... ، خمیر دندان دهه ۹۰ چه داشت؟
▪ مونو فلوروفسفات سدیم
▪ رنگ
▪ طعم
▪ فلوراید
▪ مواد کف زا
▪ پاک کننده ها
▪ مواد رطوبت زا(که مانع خشک شدن خمیر میشوند.) خمیر دندانهای گیاهی یا Herbal برای کسانی ساخته شد که به دنبال یک تمیز کننده طبیعی بودند و نمیخواستند از خمیرهای حاوی فلوراید استفاده کنند. بعضی از این نوع خمیر دندانها شامل:
▪ صمغ درخت مرمکی
▪ عصاره گیاهان( عصاره توت فرنگی)
روغنها و پاک کننده های مخصوص همانطور که میبینید، بعضی از این مواد در فرمول قرن نوزدهم خمیر دندان دیده میشود. و بالاخره قرن بیست و یکم در قرن حاضر، هنوز تغییری در آخرین دستاوردهای دهه نود به وجود نیامده است و تنها میتوان به انواع مواد سفید کننده دندان که به بعضی از خمیر دندانها اضافه میشود اشاره نمود. ما اشاره به قدیمی ترین فرمول خمیر دندان را در آخر مطلب انجام میدهیم. این فرمول که مربوط به بیش از ۱۵۰۰ سال قبل از پدید آمدن خمیر دندان کلگیت Colgateدر سال ۱۸۷۳ است، بر روی یک ورق پاپیروس نوشته شده است. این محصول که "پودری برای دندانهای سفید و بی نقص" نامیده شده است، زمانی که که با بزاغ دهان مخلوط میشود، خمیری سالم پدید می آورد و دستور تهیه آن از این قرار است: "موادی که برای داشتن لبخند زیبا لازم است شامل یک درخما (میزانی برابر یک صدم اونس) سنگ نمک، دو درخما نعنا، یک درخما گل نرگس خشک شده و بیست دانه فلفل است و این مواد باید همه کوبیده شده و یا یکدیگر مخلوط شوند." بنا به گفته یک دندان پزشک اطریشی که آنرا امتحان کرده بود نتیجه، خمیری است تند که موجب خونریزی خفیف لثه میشود اما بر بسیاری از خمیر دندانهای جدید برتری دارد.
● اما آیا میدانستید
▪ خمیر دندان، خمیری ساینده است؟
▪ وجود این خاصیت در خمیر دندان موجب ساییده شدن و پاک شدن باقی مانده غذا و جرمهای موجود بر روی دندان میشود.
▪ ماده ساینده موجود در خمیر دندان دیکلسیم فسفات دی هیدرات نام دارد و یک پنجم کل لوله خمیر دندان را تشکیل میدهد
▪ ماده اصلی دیگر خمیر دندان، نوعی چسب است که از آب و موادی برای راحت پخش شدن خمیر در دهان تشکیل شده است و این مواد شوینده سازنده کف و دلیل براق شدن دندانها هستند.
▪ طعم خمیر دندان از گیاهانی چون نعنا، دارچین و پونه گرفته میشود و شیرینی آن بر اثر استفاده از شیرین کننده های مصنوعی است.
▪ قبل از اختراع خمیر دندان، مردم از هر چیز خشک و زبری برای تمیز کردن دندان استفاده میکردند. این موارد شامل پوست تخم مرغ خرد شده، پودر سنگ خاراپا سنگ پا سم حیوانات استفاده میکردند.
▪ قبل از به وجود آمدن مسواک، مردم از انگشت خود یا ترکه و شاخه های جوان انواع درخت استفاده میکردند (که در عربستان همچنان رواج دارد)
▪ بسیاری از مردم در زمانهایی که شستن دندان چندان معمول نبود، مردم اگر دندانی داشتند، سیاه و فاسد بود و از جمله مشهورترین این افراد میتوان از ملکه الیزابت اول نام برد.
بانک اطلاعات گردشگری
آلپر
ميان اين سنگ و آفتاب ، پژمردگي افسانه شد.
درخت ، نقشي در ابديت ريخت.
انگشتانم برنده ترين خار را مي نوازد.
لبانم به پرتو شوكران لبخند مي زند.
- اين تو بودي كه هر وزشي ، هديه اي نا شناس به دامنت
مي ريخت ؟
- و اينك هر هديه ابديتي است.
- اين تو بودي كه طرح عطش را بر سنگ نهفته ترين چشمه كشيدي ؟
- واينك چشمه نزديك ، نقشش در خود مي شكند.
- گفتي نهال از طوفان مي هراسد.
- و اينك بباليد ، نو رسته ترين نهالان!
كه تهاجم بر باد رفت.
- سياه ترين ماران مي رقصند.
- و برهنه شويد، زيباترين پيكرها!
كه گزيدن نوازش شد.
سهراب سپهری
آلپر

شاید شما هم شنیده باشید که برای سالمماندن باید هر روز هشت لیوان آب خورد. یا اینکه انسان تنها از 10 درصد مغزش استفاده میکند، یا اینکه مطالعه در نور کم به چشم صدمه دائمی میزند، اما هیچیک از این موارد درست نیست.
به گزارش هلثدی نیوز خانم دکتر راشل وریمن و آرون کارول از دانشکده پزشکی دانشگاه ایندیانا در گزارشی که در شماره اخیر نشریه پزشکی بریتانیا (BMJ) منتشر کردهاند به ذکر چند افسانه پزشکی پرداختهاند که در میان عامه مردم و حتی برخی از پزشکان رواج دارند.
دکتر وریمن میگوید: "ما مخصوصا این موارد را برای ذکر در مقاله انتخاب کردیم، زیرا شنیدهایم که پزشکان آن را تکرار میکنند یا بارها در رسانهها بیان میشوند."
از جمله افسانههایی که این نویسندگان به بیان آن میپردازند، این است ما تنها از 10 درصد مغزمان استفاده می کنیم و معمولا بیان آن را به آلبرت اینشتین نسبت میدهند، در حالیکه بررسیهای مختلف نشان میدهد که ما نقطه غیرفعالی در مغزمان نداریم.
یک باور غلط دیگر این است که تراشیدن مو باعث ضخیمتر و تیرهتر شدن آن هنگام رویش مجدد میشود، در حالی که بررسیهای کنترلشده حتی در مدتها قبل در سال 1928 نشان داده است که تراشیدن مو هیچ تفاوتی از لحاظ رشد و قوام مو ایجاد نمیکند.
اعتقاد به رشد مو و ناخن پس از مرگ یا به اصطلاح "اثر دراکولا" یک افسانه دیگر است. آنچه که واقعا رخ میدهد به نوشته وریمن و کارول این است که پوست پس از مرگ جمع میشود، و این تصور را به وجود میآورد که مو یا ناخن طویلتر شدهاند.
مشابه چنین پدیدهای را در انسانهای زنده هم میتوان دید که "دراز شدن دندانها"در آنها نه به خاطر رشد دندانهای قدیمی بلکه به علت تحلیلرفتن لثهها و بافتهای همبند اطراف دندانها است.
و لازم نیست که حتما در طول روز هشت لیوان آب نوشید. به گفته وریمن آب از طریق شمار زیادی از غذاها از جمله سبزیها و میوهها وارد بدن میشود، و رعایت کردن سفت و سخت نوشیدن هشت لیوان آب در روز ممکن است حتی خطرناک باشد.
وریمن و کارول هم اکنون در حال نوشتن کتابی در مورد 100 اسطوره پزشکی رایج هستند.
آلپر
اخیراً توجه بسیار زیادی به تست های شخصیت و ارزیابی رفتاری مبذول می شود. خیلی از کارها برای تعیین افراد برای مصاحبه، موفقیت در جابه جایی های پستی، پیشرفت و ارتقاء کارمندان موجود، ارزیابی و تقویت مهارت های شنوایی و ارتباطی و کنترل واکنش های احساسی و مربوط به وجدان کاری، از چنین ابزارهایی استفاده میشود.
در این مقاله 5 الگوی شخصیتی را معرفی کرده و مباحثی را درمورد ارزیابی شخصیت یا تاثیر آن بر موفقیت، مطرح می کنیم.
5 بعد شخصیتی
مهمترین ابعاد شخصیتی افراد در محل کار در این 5 مدل دیده می شود:
درون گرایی/برون گرایی
بعضی از افراد پرحرف، معاشرتی، و از نظر اجتماعی معتمد به نفس هستند.
آنها مردم را دوست دارند و اجتماع برایشان در مرکزیت قرار دارد. از بودن در تیم ها و گروه های مختلف احساس راحتی می کنند و از ارتباط وسیع و شدید با دیگران لذت می برند. سایر افراد، آرام، ساکت، کناره گیر، و ظاهراً خجالتی هستند. آنها ترجیح میدهند به تنهایی کار کنند و نیاز بسیار کمتری به ارتباط اجتماعی به هر شکل و نوع دارند. به این افراد درون گرا/برون گرا می گویند.
سوال مهمی که اینجا پیش می آید درمورد ارتباط اجتماعی در محل کار است: با همکاران و غریبه ها (که مشتریان و ارباب رجوع هستند). مردم می توانند در ارتباطات اجتماعی خود، پرانرژی، مشتاق و با روحیه و یا ترسیده و خسته باشند. راننده های کامیون که راه درازی را معمولاً طی می کنند، نویسنده ها، و باغبانان معمولاً افرادی درون گرا هستند، درحالیکه فروشنده ها، خدمه کشتی و هواپیما، و پذیرگر هتل افرادی برون گرا هستند.
دلپذیر بودن و سازگاری
برخی افراد شاد، خوش رو، گرم و همدل هستند درحالیکه سایرین سرسخت، بدخلق و ترشرو هستند.
این به سخت دل و نرم دل بودن برمی گردد؛ به حساسیت و علاقه به احساسات دیگران برمی گردد. این بعد سازگاری و دلپذیر بودن نام دارد. پرستاران، مددکاران اجتماعی، و معلمان دوره ابتدایی معمولاً افرادی نرم دل و دلپذیر هستند.
اما سازگاری و دلپذیر بودن وقتی یک مدیر دلپذیر بخواهد با کارمندان سرکش خود برورد کند، یک اشکال و نقص محسوب می شود. گرمی و مهربانی طبیعی آنها باعث میشود نتوانند به خوبی با این کارمندان برخورد کنند.
باز و خلاق بودن
برخی افراد کنجکاو، تخیلی و هنری هستند درحالیکه سایرین متمرکز و عمل گرا هستند.
این بعد، باز بودن درمقابل تجربه نامیده می شود. هر چه افراد بازتر باشند، بیشتر در معرض خستگی و ملالت قرار می گیرند. مطمئناً هیچکس یک خلبان خلاق که کارش ایجاب می کند ساعت ها در یک اتاق کوچک و تاریک بنشیند و به کامپیوترها زل بزند را دوست ندارید.
واکنش های طبیعی
بعضی افراد آرام، قانع و متین هستند. این افراد از نظر احساسی بسیار قوی هستند و تحت مشکلات و گرفتاری های ثابت و استوارند. سایرین خیلی سریع ناراحت می شوند، و عصبی ومضطرب هستند. واکنش های طبیعی به توانایی افراد برای کنار آمدن با فشارهای روحی و روانی اطلاق می شود.
همه شغل ها به نحوی با استرس و فشار روبه رو هستند. ضرب العجل های کاری، ارباب رجوع های عصبانی، درخواست های بالا، کارمندان تنبل، استانداردهای سخت کاری و ....
در حد نهایی، افرادی که نمیتوانند با این استرس ها و فشارهای کاری کنار بیایند، دچار بیماری های روان تنی، افسردگی و رفتارهای غیرمعقول و دمدمی مزاجانه می شوند. آنها به تهدیدی برای خودشان، همکارانشان و کارشان تبدیل می شوند.
وجدان کاری
و آخر از همه وجدان کاری است، اخلاقیات، پشتکار، و ملاحظات کاری است. برخی افراد سخت کوش، خویشتندار، و منظم هستند. سایرین نامنظم هستند، خیلی راحت حواسشان از کارشان پرت شده و غیرقابل اعتماد میباشند.
افرادیکه وجدان کاری دارند، خویشتندار هستند و درکارشان هدف و جهت دارند و د رمواقع لزوم همیشه برای کار کردن در دسترسند.
آلپر
مراسم رقص سماع در روز تولد مولانا در قونیه

لجن درمانی

نمایی از داخل مزار مولانا در قونیه

مراسم دعای باران در سال 2007(یکی از کم باران ترین سالهای تاریخ ترکیه) در این مراسم دستها رو به پائین قرار می گیرد

مراسم روز تولد مولانا با شکوه هرچه تمام در قونیه
آلپر
شب سردي است ، و من افسرده.
راه دوري است ، و پايي خسته.
تيرگي هست و چراغي مرده.
مي كنم ، تنها، از جاده عبور:
دور ماندند ز من آدم ها.
سايه اي از سر ديوار گذشت ،
غمي افزود مرا بر غم ها.
فكر تاريكي و اين ويراني
بي خبر آمد تا با دل من
قصه ها ساز كند پنهاني.
نيست رنگي كه بگويد با من
اندكي صبر ، سحر نزديك است:
هردم اين بانگ برآرم از دل :
واي ، اين شب چقدر تاريك است!
خنده اي كو كه به دل انگيزم؟
قطره اي كو كه به دريا ريزم؟
صخره اي كو كه بدان آويزم؟
مثل اين است كه شب نمناك است.
ديگران را هم غم هست به دل،
غم من ، ليك، غمي غمناك است.
او خودش را «گریمسون» -رئیس جمهور ایسلند- جا زد و شماره تلفن سری جورج بوش را گرفت و تقاضای یک دیدار محرمانه را با او کرد. این نوجوان به اخبار ABC گفت که تنها قصد داشته با جورج بوش صحبت کند و او را به ایسلند دعوت کند.
یک مقام کاخ سفید که نخواست نامش افشا شود گفت که این نوجوان شماره تلفن سری جورج بوش را پیدا نکرده بود، او صرفا با مرکز تلفن اصلی تماس گرفته بود، اما خود این نوجوان و مادرش که دبیر یک دبیرستان محلی است عقیده دارند که این تماس واقعا با شماره تلفن سری بوش گرفته شده بود. بعد از تماس، چند نفر سعی کردند با پرسیدن سؤالاتی از اتلیسن از هویت او اطمینان حاصل کنند، مثلا تاریخ تولدش را از او پرسیدند و یا او پرسیدند که کجا بزرگ شده، پدر و مادرش کجا هستند و یا در چه تاریخی رئیس جمهور شده.
اما با در اختیار داشتن ویکیپدیا پاسخ دادن به این سوالات اصلا برای این نوجوان دشوار نبود! او با استفاده از اطلاعات ویکیپدیا در مورد رئیسجمهور ایسلند و چند صفحه دیگر اینترنت، به همه این سؤالات پاسخ داد.
با طی این مراحل، سرانجام اتلیسن توانست با منشی بوش صحبت کند. منشی بوش به وی گفت که بوش فعلا در دسترس نیست ولی در تقویم کاری بوش، غروب دوشنبه را برای صحبت با او اختصاص خواهد داد.
اما این نوجوان فرصت نکرد با بوش صحبت کند، به جای آن پلیسها وی را در خانهاش که در یک شهر ماهیگیری کوچک واقع است، دستگیر کردند و برای یک بازجویی چندساعته به مرکز پلیس محلی بردند.
با انتشار داستان این نوجوان او در ایسلند جایی که بوش ظاهر بسیار نامحبوب است، بسیار مشهور شده است. مادر ویفیل، هنگام این تماش تلفنی خانه نبود و وقتی فهمید او را به اداره پلیس بردهاند، شوکزده شد.
ویفیل هنوز نگفته است که شماره خصوصی بوش را از کجا آورده است و تنها گفته که این شماره را از دوستانش چند سال قبل گرفته بود!
ویفیل با ضمانت والدین آزاد شد ولی از ورود به آمریکا منع شده است.
ABC میگوید که این شماره سری نبوده و متعلق به یکی از شاخههای تیم امنیتی جورج بوش بوده ولی ویفیل میگوید اگر این شماره به راستی سری نبوده برای چه از ورود به آمریکا منع شده است.
![]() |
|
| تعدادی از اعضای تیم المپیاد نجوم ایران در اوکراین |
در این رقابت ها در شبه جزیره کِریمه در اوکراین که در فاصله 29 سپتامبر تا 7 اکتبر برگزار شد تیم ایران در دو رده سنی زیر 17 و زیر 15 سال موفق به کسب 3 مدال طلا و 5 مدال نقره شد و در مجموع در کنار کره جنوبی بهترین نتایج المپیاد را کسب کرد.
امیرسادات موسوی، فرزاد عنایتی و الهه سادات نقیب مدال طلا گرفتند و علیرضا اسکندری، رضا منتظری نمین، آرش دلیجانی، علی حائر موسویان و آناهیتا خلیل زاده به مدال نقره دست یافتند.
امیر سادات موسوی نه تنها مدال طلا گرفت بلکه بالاترین نمره المپیاد را کسب کرد.
این تنها پنجمین سالی بود که ایران در مسابقات جهانی المپیاد نجوم شرکت می کرد. ایران در همان سال نخست یعنی 1382 با تیمی سه نفره به سوئد رفت و با سه مدال نقره بازگشت و این درحالی بود که هنوز رقابتی سراسری در کشور برای انتخاب بهترین دانش آموزان برگزار نشده بود.
محمد تقی میرترابی سرپرست تیم المپیاد نجوم ایران می گوید نتایج بسیار خوب تیم های ایران در دو سال نخست شرکت در مسابقات، سازمان مسئول برگزاری امتحانات سراسری المپیاد در کشور یعنی "باشگاه دانش پژوهان جوان" را قانع کرد در سال 1384 برای اولین بار نجوم را هم وارد برنامه امتحانات خود کند و این همان سالی بود که آزمون المپیاد نجوم به طور سراسری و ملی برگزار شد.
از آن پس تیم های ایران همواره در المپیادهای نجوم موفق به کسب مدال طلا شده اند. مسابقات المپیاد به طور انفرادی برگزار می شود و نتایج جنبه فردی دارد نه تیمی؛ بنابراین رتبه بندی تیم ها ملاکی عمومی ندارد.
![]() |
|
| آقای میرترابی سرپرست تیم المپیاد نجوم این موفقیت را مدیون تلاش های شخصی می داند |
نجوم آماتوری در ایران طی یک دهه گذشته رشد زیادی کرده است و موفقیت دانش آموزان ایرانی در المپیاد گواه همین پدیده است.
آقای میرترابی که همچنین عضو هیات علمی گروه فیزیک دانشگاه الزهرا است و در زمینه نجوم حرفه ای فعالیت دارد در زمینه آماده سازی تیم المپیاد نجوم ایران می گوید: "متاسفانه چون ما درس نجوم در دبیرستان نداریم کار آماده سازی تیم کاری است بسیار مشکل."
او می گوید: "دانش آموزانی که در امتحانات باشگاه دانش پژوهان شرکت می کنند اغلب خودشان نجوم خوانده اند یا با همکاری دوستان و یا با هزینه شخصی کلاس تشکیل داده اند."
انتخاب تیم های ملی المپیاد در سه مرحله انجام می شود. ابتدا باشگاه دانش پژوهان امتحانی در شش رشته فیزیک، نجوم، شیمی، ریاضی، کامپیوتر و زیست شناسی در سطح مدارس میان حدود 200 هزار نفر برگزار می کند که حدود 10 هزار نفر در امتحان نجوم شرکت می کنند. در مرحله اول تا حداکثر هزار نفر، در مرحله دوم تا 40 نفر و در مرحله نهایی از میان ده نفر یک تیم پنج نفره المپیاد انتخاب می شوند. البته شمار اعضای تیم بسته به موفقیت آن در سال های قبل و کسب مدال متفاوت است.
بعد از انتخاب اعضای تیم اصلی المپیاد نجوم دانش آموزان برگزیده در اردویی دو ماهه شرکت می کنند. به گفته آقای میرترابی در این مدت برای دانش آموزان در زمینه های اخترفیزیک، نجوم کروی، مکانیک سماوی، منظومه شمسی و مباحث ویژه ریاضی و فیزیک و مهمتر از همه کلاس های رصد آسمان برگزار می شود تا فقدان دانش رسمی در این زمینه جبران شود.
البته برای گنجاندن درس نجوم در میان مواد درسی در ایران تلاش هایی شده است.
آقای میرترابی می گوید 10 سال قبل او و دکتر محمد رضا خواجه پور از مرکز تحصیلات تکمیلی در علوم پایه زنجان به درخواست وزارت آموزش و پرورش کتابی با عنوان آشنایی با نجوم تالیف کردند.
او می گوید: "این کتاب قرار بود متن درسی باشد با عنوان نجوم در دبیرستان. نمی دانم آموزش و پرورش به چه دلیلی بعد از یک سال این درس را حذف کرد."
مشکلات آموزش نجوم
به این ترتیب به گفته وی اطلاعات دانش آموزان اغلب جسته گریخته و نامنظم و بر مبنای متون غیرحرفه ای است.
![]() |
|
| سید امیرسادات موسوی، برنده مدال طلا، بالاترین نمره در کل و همچنین بهترین نمره در امتحانات رصد را به دست آورد |
او در مورد علل موفقیت تیم نجوم ایران می گوید: "دسترسی ما به دانش آموزان فقط محدود می شود به مدرسه تابستانه و اردوی تیم ملی که کل طول آن سه ماه است. در این سه ماه ما نمی توانیم تغییر عمده ای در وضع علمی آنها بدهیم. همه اینها را گفتم که به این نتیجه برسم که علت اصلی موفقیت دانش آموزان فقط تلاش و پشتکار خودشان بوده است."
برخی دانش آموزان نیز به فقدان امکانات کافی برای فراگیری این علم در کشور اشاره می کنند.
الهه سادات نقیب 17 ساله که به مدال طلای المپیاد دست یافت می گوید: "کتب مرجع یا خیلی قدیمی هستند یا ترجمه نشده اند یا خیلی گران هستند. در هر مدرسه ای آزمایشگاه فیزیک و زیست و شیمی وجود دارد (یا حداقل نامشان هست) ولی تلسکوپ نه! حتی کسی به آن فکر هم نمی کند."
الهه که در مرکز آموزشی فرزانگان کرج در رشته ریاضی فیزیک تحصیل می کند می افزاید: "همه اینها مهجوری نجوم را نسبت به علوم پایه دیگر نشان می دهد و علاقمندان به نجوم برای کسب علم در این زمینه باید زحمت بیشتری بکشند."
با این حال او می گوید در مدرسه فرزانگان کرج یک تلسکوپ 11 اینچی (قطر آینه اصلی تلسکوپ) هست که در میان مدارس ایران تلسکوپی بزرگ محسوب می شود و عموما با آن رصد می کند.
اما اعضای تیم ملی در اردوی آموزشی دانش آموزان برگزیده فرصت کار و تمرین با تلسکوپ های بزرگتر تا 16 اینچی را در رصدخانه کاشان پیدا کردند.
امیرسادات موسوی اهل ملایر که بالاترین نمره را در المپیاد امسال به دست آورده در مورد موانع فراگیری علم نجوم می گوید: "... واقعا کتاب های ترجمه شده در این زمینه خیلی کم است. در ضمن من به راهنمای خوبی در مورد المپیاد دسترسی نداشتم و دقیقا نمی دانستم که باید چه مباحثی را مطالعه کنم."
امیرسادات اما به فکر افتاده این کمبود را جبران کند: "پس از بازگشت از المپیاد جهانی سعی کردم که این خلاء را تا حدودی پر کنم و راهنمای علاقه مندان به این رشته باشم. در ضمن بعضی از مراکز مرتبط با نجوم در ملایر و همدان از نظر تلسکوپ و کتب مورد نیاز تا حدودی ارتقاء یافته اند و قرار است بیشتر هم تجهیز شوند."
آقای میرترابی، سرپرست تیم، در این مورد می گوید: "در سال های اول که المپیاد (نجوم) برگزار می شد اکثر دانش آموزان از تهران بودند. در شهرستان ها نه معلمی بود و نه کلاسی و نه امکاناتی. امروز وضع بسیار بهتر شده است. در تهران کلاس های نجوم وجود دارد که بعضی توسط مدال آوران و برگزیدگان المپیاد نجوم که حالا دانشجو شده اند اداره می شود."
آموخته های سفر
اما بخش مهمی از سفر به کشورهای محل برگزاری مسابقات المپیاد برای دانش آموزان آشنایی با دیگر علاقمندان به علم نجوم است.
![]() |
|
| شرکت کنندگان با گرمی از خاطرات سفر اوکراین سخن می گویند |
دانش آموزان تیم المپیاد نجوم در سفر اخیر از رصدخانه ای بزرگ در جنوب اوکراین دیدن کردند. آنها همچنین به تماشای یک رادیوتلسکوپ 22 متری در رصدخانه رادیویی اوکراین در ساحل دریای سیاه رفتند و به آنها اجازه داده شد از نزدیک قسمت های مختلف تلسکوپ را ببینند و با ابزارهای نصب شده روی آن آشنا شوند.
سرپرست تیم می گوید: "خاطره دیدن تلسکوپ های بزرگ و ملاقات و صحبت با منجمین حرفه ای برای آنها به یاد ماندنی خواهد بود... مسلما این تجربیات نقش مهمی در ایجاد انگیزه برای آنان برای ادامه تحصیل در این رشته خواهد داشت."
آرش دلیجانی، 16 ساله، از تهران که در این المپیاد مدال نقره کسب کرده می گوید: "سفر اوکراین برای من که تجربه خیلی خوبی بود. با دیدن فرهنگ ها و مردمان مختلف می توان خیلی چیزها آموخت. با اعضای تیم های دیگر هم روابط خوبی برقرار کردیم."
الهه سادات نقیب هم می گوید: "یکی از اتفاقات خوب در المپیاد، سفر به کشوری دیگر است. آن هم نه یک سفر معمولی بلکه همراه با یک تیم علمی که مسلما انسان چیزهای زیادی یاد می گیرد. کشور اوکراین تفاوت های زیادی با کشور ما دارد که این موضوع در مسائل اجتماعی بیشتر به چشم می خورد.... المیپاد در طول حدود 8 یا 9 روز اتفاق می افتد که فقط 3 روز آن به آزمون اختصاص دارد و بقیه روزها مجالی است برای ارتباط با دانش آموزانی از کشورهای دیگر."
اعضای تیم که در این سن پایین به چنین موفقیت درخشانی دست یافته اند با تواضع و پختگی از موفقیت خود حرف می زنند و روابط انسانی را گرانبهاترین دستاورد سفر می دانند.
آرش می گوید: "به عقیده من مدال قسمت کوچکی از دستاورد این مسابقات بود. اولا آشنایی با یکدیگر در طی روزهایی که با هم بودیم و چیزهایی که از هم یاد می گرفتیم روی ما تاثیر به سزایی داشت."
الهه می گوید: "در برابر چیزهایی که من به دست آوردم مدال مساله بسیار کوچکی است، همین که چند دوست از کشورهای دیگر پیدا کردم تا بتوانم با آنها تبادل نظر داشته باشم به همه زحمات ورود به المپیاد می ارزید."
به علاوه ارزش علمی این سفر در سخنان سید امیر سادات موسوی آشکار است: "من به نجوم علاقه زیادی داشتم و در واقع المپیاد وسیله ای بود که باعث شد در این زمینه مطالعات بیشتری داشته باشم و بسیاری از کارهای مربوط به المپیاد مثل رصد برای خودم بسیار جالب و هیجان انگیز بوده است و خاطرات شگفت انگیز زیبایی های آسمان و پی بردن به کوچکی انسان در برابر این آفریده های بزرگ خدا همیشه در ذهنم خواهد ماند."
يک مقام وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
ايران روز پنجشنبه اعلام کرد « شمار زيادی خواننده غيرمجاز رپ در کشور
شناسايی» شده اند و با انها برخورد خواهد شد. محمد دشتگلی،
مديرشورای نظارت و ارزشيابی موسيقی وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامی، درباره
موسيقی «رپ» گفت:«اين گونه موسيقی به خودی خود مشکلی ندارد ولی به دليل
استفاده خوانندهها از الفاظ زشت و مستهجن غيرمجاز شناخته شده است». موسيقی
«رپ» نوعی موسيقی اعتراضی است که سياه پوستان آمريکايی در اوايل دهه ۸۰
ميلادی آن را به شنوندگان معرفی کردند و اينک در ايران و در ميان جوانان
نيز طرفدارانی به دست آورده است. مديرشورای نظارت و ارزشيابی موسيقی وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامی مديرشورای
نظارت و ارزشيابی موسيقی وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامی افزود «اين نوع
موسيقی موجب نشر نوعی اخلاق ناپسند در جامعه میشود در حالی که موسيقی،
هنر متعالی و مقدسی است». آقای دشت گلی گفت: «طبق هماهنگی با
اداره اماکن نيروی انتظامی، استوديو- های غيرمجاز که در زمينه توليد اين
نوع آثار فعاليت دارند، پلمپ و با خوانندههای اين نوعی موسيقی نيز برخورد
میشود». «خاموشی آوای رپ خوان ها» پيشتر،
ماموران پليس جمهوری اسلامی روز شنبه ۱۳مرداد در يورش به يک کنسرت موسيقی
زيرزمينی در منطقه محمد شهر کرج، ۲۳۰ تن را بازداشت کرده بودند پايگاه اينترنتی «جام جم»
نيز در گزارشی زير عنوان «آوای رپ خوان ها با حضور پليس خاموش شد» در
اينباره نوشته بود: «در پی اطلاع ماموران انتظامی از يک فراخوان اينترنتی
برای حضور جوانان در مراسم رپ خوانی در يکی از باغهای اطراف کرج ، موضوع
در دستور کار ماموران قرار گرفت و با تحقيقات تخصصی مشخص شد، عاملان
برگزاری اين پارتی پس از دعوت ، عنوان کرده اند بزودی با کسانی که تمايل
به حضور دارند تماس خواهند گرفت ، به طوری که هيچ يک از دعوت شدگان از
مکان و زمان برگزاری پارتی رپ خوان ها اطلاع نداشتند.» در پايان
فروردين ماه سال جاری نيز تعدادی از اعضای گروههای موسيقی ايرانی موسوم
به «زير زمينی» بازداشت و استوديو هايی که در آن آهنگ های خود را ضبط می
کردند توسط نيروی انتظامی پلمپ شده بود. يکی از خوانندههای رپ در تهران در آن زمان به راديو فردا
گفته بود که شش تن در اين رابطه بازداشت شدند. به گفته وی، از روز ۳۰
فروردين، سه استوديو که موسيقی زيرزمينی را در آن ضبط میکردند، پلمپ شد و
چند نفرازخوانندههای اين گروهها دستگير شدند. در همين حال، آقای
دشت گلی درباره موفقيت اين طرح ابراز ترديد کرد و گفت:«اين نوع برخورد نيز
تا حدی کارساز است زيرا خواننده موسيقی رپ میتواند از طريق سايت های
اينترنتی با کمترين هزينه اثرش را عرضه کند و بايد در اين زمينه
چارهانديشی شود». اين در حالی است که دولت ايران در فروردين ماه سال جاری چندين سايت مربوط به موسيقی زير زمينی در ايران فيلتر کرد. «آلبوم ترنج غیر قانونی است» در همين حال آقای دشت گلی انتشار آلبوم محسن نامجو با عنوان «ترنج» توسط حوزه هنری را غير قانونی خواند. مديرشورای
نظارت و ارزشيابی موسيقی وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامی در این باره گفت :
«براساس نص صريح قانون و تصويب مجلس شورای اسلامی صدور مجوز برای کنسترت
ها و انتشار آلبوم موسيقی از وظايف اين وزارتخانه است و ديگر سازمان ها
نبايد مستقل عمل کنند». آقای دشت گلی افزود:« انتشار آلبوم موسيقی «ترنج » از سوی حوزه هنری خلاف نص صريح قانون است». «ترنج»
نخستين آلبوم رسمی محسن نامجو، يکی از جنجالی ترين خوانندگان موسيقی
زيرزمينی ايران، است. آقای نامجو تاکنون موفق به برگزاری کنسرت رسمی در
ايران نشده است. SHAHRIYAR as usual